عوام فریبی های یک دیکتاتور؟!
بهرام رحمانی
bamdadpress@ownit.nu
محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری حکومت اسلامی ایران، دیکتاتوری که در جنگ، ترور، شکنجه، اعدام و تحریف وقایع و رابطه با «امام زمان» مهارت فوق العاده ای دارد و در عین حال، مهم ترین هنر این دیکتاتور عوام فریبی اش مبنی بر دادن وعده های پوچ و دروغین اقتصادی و اجتماعی به مردم است. او، یک روز ادعا می کند به زودی حکومت اسلامی جهان گیر خواهد شد؛ روز بعد ادعا می کند که با یک افسانه تاریخی به نام «امام زمان»، امام دوازدهم شیعیان در ارتباط است و دولت وی منتخب این امام همیشه غایب است؛ روز دیگر نابودی اسراییل و انتقال آن به نقطه دیگری از جهان را سر می دهد؛ ادعا می کند که ایران دیگر به کلوب جهانی انرژی اتمی پیوسته است؛ هاله نور دور مرا گرفته است؛ گرانی و تورم در کشور وجود ندارد؛ مرا می خواستند در عراق بربایند و در ایتالیا ترور کنند و ...
سران ریز و درشت حکومت اسلامی، هر کدام در جایگاه و موقعیت خود در حاکمیت، در سرکوب و کشتار مردم آزادی خواه، غارت و چپاول منابع عمومی کشور و تبلیغ خرافات مذهبی سهم دارند اما احمد نژاد، تصمیم گرفته است که در این راستا روی دست همه شان بلند شود.
چندی پیش احمدی نژاد، طی سخنانی اعلام کرده بود که ایران باید وارد مدیریت جهان بشود. اظهار نظر در مورد مدیریت جهان توسط دولتی که با رای موافق ۱۴ کشور و رای ممتنع تنها یک کشور برای سومین بار مشمول تحریم های سازمان ملل شده است؛ روزی نیست که خبر و تحلیلی از احتمال بمباران نیروگاه های اتمی و نقاط حساس اقتصادی ایران توسط اسراییل با حمایت آمریکا و... در رسانه های بین المللی درج نشود؛ و یا این که نیروهای سرکوبگر حکومت اسلامی با مانورهای پی در پی و موشک هوا کردن ها فضای چنین تبلیغاتی را داغ تر نکند؛ در چنین موفعیتی عملا اظهارنظرها و ادعاهای احمد نژاد، سبب شده است که افکار عمومی جهانی را نسبت به تحریم های اقتصادی ایران و یا حمله نظامی به این کشور، بی تفاوت شود. هنوز ایران به طور جدی در محاصره اقتصادی قرار نگرفته، صدها هزار کارگر برای گرفتن دستمزدهای معوقه خود مجبورند دست به اعتراض و اعتصاب بزنند، با پلیس وحشی این حکومت درگیر شوند و فعالین شان دستگیر و زندانی گردند؛ قیمت اجناس ضروری مردم در ماه های اخیر به طور سرسام آوری بالا رفته و هم چنان قیمت ها در حال افزایش است، برنج پنج برابر گران تر شده است، حدود 50 درصد مردم در زیر خط فقر زندگی مشقت باری را می گذرانند، حال اگر محاصره اقتصادی سازمان ملل عملی شود در کوتاه ترین مدت فاجعه عظیمی جامعه ایران را فراخواهد گرفت.
یکی از تبلیغات دایمی احمدی نژاد، خرافه امام زمانی است. کابینه احمدی نژاد، در نخستین اقدام خود در جهت تعمیق خرافه امام زمان و تحریک احساسات مردم عقب نگه داشته شده مذهبی، بودجه کلان معادل «17 میلیون دلار» به بازسازی مسجد چاه جمکران اختصاص داد. این مسجد در نزدیکی شهر قم قرار دارد که گفته می شود امام زمان،امام دوازدهم شیعیان در دو سالگی در آن چاه ناپدید شده است. زائران این مسجد معتقدند که امام زمان روزهای سه شنبه از این مسجد بازدید می کند.
تبلیغات خبری حکومت اسلامی، قبلا هم چنین تفصیلات پناه بردن سگی به حرم رضا در مشهد و گریه کردن او را منتشر کرده بودند. شرح گوسفندی که به هنگام تحویل هواپیمای تشریفاتی سران جمهوری اسلامی با سطلی آب در برابرش آماده قربانی شده بود، درج کرده بودند. احمد مشکینی، رئیس مجلس خبرگان وقت نیز نمایندگان مجلس هفتم را مورد تایید امام زمان دانسته بود.
ملاقات محمود احمدی نژاد، رئيس جمهور حکومت اسلامی ایران و آيت الله جوادی آملی در قم که احمدی نژاد با افتخار از سخنرانی خود در سازمان ملل سخن می گفت انعکاس فراوانی در جامعه داشت. احمدی نژاد، در اين ملاقات اظهار داشت که در هنگام سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل خود را در هاله ای از نور يافته است که سبب شده است سران ساير کشورها منکوب و متحير سخنان وی شوند. فيلم اين ملاقات در سایت اینترنتی منتشر گردید. از این که دولت احمدی نژاد، دولت امام زمان است حتی صندلی حالی در جلسات هیات دولت گذشته اند و می گویند این صندلی امام زمان است که به صورت غیبی در جلسات دولت شرکت می کند.
در روایت های روحانیون ادعا شده است که امام زمان، حدود 1400 سال پیش غیب اش زده است. در واقع روحانیت شیعه، برای بقای قدرت خود 1400 سال است با تبلیغ و بازتولید خرافات اسلامی و وعده ظهور امام زمان و نجات مردم جهان، به دکان خود رونق بخشیده اند. حال اگر این خرافات صرفا امر خصوصی مذهبیون باشد و به کسی ضرر نرساند مساله دیگری ست. اما سی سال است که سربازان غیبی و علنی امام زمان در ایران، نه تنها به غارت و چپاول سرمایه های این کشور مشغولند و یک شبه صاحب کارخانه، شرکت و سرمایه های آن چنانی شده اند که یک روز هم برای آن زحمت نکشیده اند، بلکه با اتکا به قدرت دولتی و همه ابزارهای سرکوب و رعب و وحشت و ترور، هر منتقد و مخالفی را تهدید و شکنجه و اعدام کرده اند. فراتر از آن حکومت اسلامی ایران، بزرگ ترین حامی گروه های تروریستی و مافیایی به ویژه از نوع اسلامی آن در جهان است. این حکومت، میلیاردها دلار هزینه می کند تا خرافات اسلامی و داستان امام زمان را در ذهن مردم مذهبی داغ نگاه دارد تا با گرو گرفتن احساسات و تعصبات آن ها، به اهداف غیرانسانی خود ادامه دهد.
در واقع امام زمان احمدی نژاد، از این شانس برخوردار بود که در دوران ریاست جمهوری وی، قیمت هر بشکه نفت خام در بازارهای جهانی از 14 دلار اکنون به 147 دلار برسد. این درآمدهای کلان اقتصادی، به سربازان غیبی امام زمان، یعنی جوخه های مرگ، وزارت اطلاعات، حزب الله، نیروهای انتظامی، ارتش، سپاه پاسداران، بسیج، مجلس و غیره قدرت فوق العاده ای به رهبری حکومت اسلامی و ریاست جمهوری احمد نژاد داده است. در واقع اگر این قدرت اقتصادی عظیم و نیروهای سرکوبگر نبود امام زمان احمدی نژاد، به داد هیچ کس و از جمله خود ایشان هم نمی رسید. در پایین به گوشه هایی از مهم ترین عوام فریبی ها و ادعاهای این تروریست معروف در ماه های اخیر اشاره می کنیم.
ادعاهای سخنگوی دولت احمدی نژاد
غلامحسين الهام، وزير دادگسترى و سخنگوى دولت طى مقاله اى که در شماره 19 هفته نامه همت (هفته سوم تيرماه 87) به چاپ رساند، خاطرات تازه اى را از رئيس جمهور نقل کرد و نسبت به برخى از اخبار رايج در محافل سياسى واکنش نشان داد. الهام، پس از ذکر برخى خاطرات خود از همراهى با رئيس جمهور، نوشته است: در ميان امورى که وجود دارد؛ روش کار ايشان و تاکيدشان به همکارانشان اين است که:
... 4- در همه امور توکل به خداى متعال کارساز است. بايد با ايمان به خداوند و اخلاص در عمل، به انجام تکليف پرداخت. خداوند وعده کرده کسانى را که در اين مسير حرکت کنند، يارى مى دهد. خداست که راه را نشان مى دهد، توفيق خدمت مى دهد، به امور برکت مى دهد، از لغزشها محافظت مى کند، به خير و صلاح هدايت مى نمايد، بايد اين امور حاکم بر همه رفتارِ ما باشد...
الهام افزوده است: امام عصر را حاضر و ناظر بر امور عالم مىداند، او معتقد نيست که دوران غيبت و انتظار ظهور به معناى عدم حضور و عدمِ ولايت امام عصر عجل الله تعالى فرجه الشريف باشد. حکومت حقه از آن اوست. هر حکومتى اگر متصل به او نباشد غاصب است، مشروعيت نظام جمهورى اسلامى از اين اعتقاد است که در اصل پنجم قانون اساسى هم ذکر شده است. بنابراين کار کردن در اين حکومت و به اعتبار اين اتصال، مشروعيت دارد. «ولى فقيه» به نيابت عام از امام عصر عجل الله تعالى فرجه الشريف، اساس مشروعيتِ تصرفات حکومتى است. او استمرار هستى را به خاطر وجود امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف مىداند، و بايد اين پاسخ گويى در برابر امام، اساس حرکت حکومت در همه عرصه هاى فرهنگي، سياسی، اقتصادى و ... باشد و جهان به اين نقطه خواهد رسيد و عالَم در ظل حکومت انسان کامل به تعالى و ارزش و کمال خواهد رسيد.
در ادامه اين مطلب آمده است: احمدى نژاد، در استان هاى مختلف که برخى از آن ها را خودم حضور داشته ام، در کرمان، مشهد، قم و ... در جمع علماى بلاد، عقايد خود را نسبت به مهدويت، نگاه به دين و حکومت دينى صريح ابراز کرده است. در تمام اين موارد جز تاييد و تحسين از بزرگان دين چيزى نديده و نشنيده ام. به يکى از بزرگان عرض کردم آيا شما در اين مبانى اشکالى مى بينيد؟ نه تنها هر گونه اشکال را نفى کرد، که مويد همه اين اعتقادات هم بود. در محضر بزرگانى هم چون آيت الله بهجت (دامت برکاته) و هم آياتى چون آيت الله جوادى آملى و ... اظهار عقيده کرده است و همه اين بزرگان دعا کردهاند و تاييد. او امام زمان را نيازمند سفره غذاى دولت - که وجودى ندارد - نمى داند تا ظرف غذا براى او تهيه کند. و محدوده وجود و حضور پربرکت امام را در حد يک سجاده دفتر دولت نمى داند که سجاده بياندازد و دامنه تصرف او را در عصر غيبت در حد اقامه نماز جماعت، و حد يک «امام جماعت» محل کار خود بداند. او را امام همه عالم مىداند و قدرت تصرف ولايى او را در اين حد تنزل نداده و خود را هم هرگز در حد ارتباط با آن وجود مبارک بالا نبرده است.
ادعاهای آیت الله مشکینی
آيت الله مشکينی، رییس محلس خبرگان رهبری، در جريان سخنان خود در یکی از نماز جمعه های قم، اظهار داشت: «بازگشايی مجلس هفتم را به خود مجلسيان كه مورد اعتماد ميليون ها مسلمان پايبند به دين و قانون قرار گرفته اند و رهبر معظم انقلاب تبريک می گويم و تشكر ويژه از حضرت بقيه الله (عج) دارم كه وقتی هفت ماه پيش در شب قدر فرشتگان الهی ليست اسامی نمايندگان مجلس هفتم و نام و آدرس آن ها را به حضرت دادند، حضرت هم همه آن ها را امضا كردند.»
مهدی کروبی، رییس سابق مجلس شورای اسلامی و دبيرکل مجمع روحانيون مبارز، در رقابت و در واکنش به سخنان مشکینی، گفت: اصل موضوع امکان ديدار کسانی با امام دوازدهم شيعيان را که به باور پيروانش هم اکنون در غيبت به سر می برد، قطعی و غيرقابل ترديد دانست اما اظهار داشت نمايندگان مجلس منتخب مردم هستند و نه امام زمان.
مهدی کروبی گفت: «ما هم معتقديم برخی افراد قطعا توفيق تشرف به محضر شريف حضرت ولیعصر (عج) را يافته اند. ما معتقديم بعضی از بزرگان و اوتاد بدون توجه به ميزان تحصيلات حوزوی، صاحب كرامات و مكاشفاتی هستند. ضمن آنكه بعضی امور معنوی، از مسلمات قابل احترام برای همه ماست، اما بعضی اظهارات ناپخته كه مورد بهره برداری های سياسی قرار می گيرد، باعث می شود كه عده ای از جوانان و نيز افراد كم اطلاع حتی به مسلماتی كه باعث افتخار همه ماست، ترديد نمايند.»
دفتر آيت الله مشکينی، با انتشار متنی، توضيحاتی در مورد سخنان روز جمعه وی ارايه کرد. در اين توضيح گفته شده: «طبق روايات اهل بيت (ع)، از هر شب قدر تا شب قدر ديگر ليست حوادث و وقايع جهانی، از جمله نصب و عزل های مختلف كشوری، توسط فرشتگان به حضور اقدس حضرت بقيه الله الاعظم ارواحنا له الفدا عرضه می گردد و آن حضرت آنچه را كه بخواهند امضاء يا رد می كنند.»
در اين متن، هم چنين تاکيد شده که آيت الله مشكينی نيز به دليل حسن ظنی كه به انتخاب شدگان مجلس هفتم داشته، در نماز جمعه آرزو کرده که انتصاب نمايندگان مورد رضايت امام زمان قرار گرفته باشد.
شایان ذکر است بر خلاف ادعای احمدی نژاد، هنگامی که سخنرانی وی در سازمان ملل آغاز شد تصویرهای تلویزیونی نشان دادند که بسیاری از نمانیدگان و روسای جمهورهای کشورهای مختلف جلسه را ترک می کنند و سالن تقریبا در حال خالی شدن است.
احمدی نژاد: چگونه می توانیم هاله نور را نبینیم؟
يک ماه پس از آن که اظهارات رئيس جمهوری حکومت اسلامی ايران، در خصوص اداره کشور توسط امام زمان، موجی از انتقادات را به دنبال داشت، محمود احمدی نژاد با انتشار يادداشتی در وبلاگش به منتقدان پاسخ گفت.
سایت حکومتی شهاب نیوز، 22 خرداد 1387، نوشت: دکتر محمود احمدی نژاد رئیس جمهور روز چهارشنبه با انتشار مقاله ای در وب سایت شخصی خود، توضیحات مفصلی را درباره «هاله نور» ارایه کرد و به انتقادات برخی شخصیت ها و رسانه ها درباره «خرافه پردازی، عوام فریبی و سلب تكلیف» پاسخ گفت. به گزارش خبرنگار شهاب نیوز، احمدی نژاد در این یادداشت که ساعت 4:20 دقیقه بامداد امروز چهارشنبه منتشر شده، هشت بار عبارت «هاله نور» را به کار برده و از این که برخی اظهاراتش «با وسعتی عجیب و تحریف هایی ناجوانمردانه از چپ و راست مورد حمله قرار گرفته» شدیدا انتقاد کرده است.
احمدی نژاد، برای پاسخ دادن به کسانی که اظهارات وی را «عوام فريبی» می خوانند، داستان را از سه سال پيش شروع کرده است؛ زمانی که او رفته بود به نيويورک تا در مجمع عمومی سازمان ملل شرکت کند و بعد از بازگشت گفت که هنگام سخنرانی يک «هاله نور» دور سرش شکل گرفت.
احمدی نژاد، از آن زمان تا امروز بارها و بارها با انتفادهايی چون «عوام فريبی» يا «سوء استفاده از احمدی نژاد، در وبلاگ اش نوشته است: «کسانی که ديگر حتی هاله ای از نور هم نمی بينند، خداوند را از محاسبات سياسی خود، کنار گذاشته اند.»
نزديک به سه سال از انتشار فيلم که در آن احمدی نژاد وجود «هاله نور» بالای سرش در مجمع عمومی سازمان ملل را شرح می داد گذشته است.
در آن فيلم، احمدی نژاد برای آيت الله جوادی آملی يکی از روحانيان بلندپايه در قم توصیف می کرد که چگونه نمايندگان هيات های ديپلماتيک ساير کشورها در جريان سخنرانی وی مسحور هاله نوری شده بودند که بر فراز سرش قرار گرفته بود.
احمدی نژاد، در ملاقات با جوادی آملی، در شرح حضورش در مجمع عمومی سازمان ملل هم چنين گفته بود: «من روز آخری که سخنرانی کردم، تقريبا همه سران بودند يکی از همان جمع به من گفت: وقتی تو شروع کردی «بسما...» و «اللهم» را گفتی، من ديدم يک نوری آمد، تو را احاطه کرد و تو تا آخر در يک حصن و حصاری رفتی.»
وی در ادامه مدعی شده بود: «من خودم هم احساس کردم که فضا يک دفعه عوض شد و همه حدود بيست و هفت، هشت دقيقه تمام، اين سران مژه نزدند. اين که می گم مژه نزدند، غلو نمی کنم. اغراق نيست، چون نگاه می کردم، همه سران مبهوت مانده بودند. انگار يک دستی همه آنان را گرفته بود، آن جا نشانده بود. چشم ها و گوش هايشان را باز کرده بود که ببينيد از جمهوری اسلامی پيام چيست.»
انتشار آن فيلم در زمان خودش از سوی سايت بازتاب نزديک به محسن رضايی فرمانده اسبق سپاه پاسداران و رقيب احمدی نژاد در انتخابات رياست جمهوری، موجی از انتقادات توام با طنز را به دنبال داشت.
در همان زمان علی زادسر جيرفتی، يکی از نمايندگان حامی دولت در مجلس شورای اسلامی از رئيس جمهوری خواسته بود «به هر نحو که صلاح می دانيد يک بار و برای هميشه مواضع اعتقادی و مديريتی خود و دولت را راجع به چنين مباحثی به استحضار مردم برسانيد.»
رئيس جمهوری حکومت اسلامی ايران، با عنوانی که برای نوشته خود برگزيده، بخش اصلی ريشه استدلال هايش چنین است: «امام خمينی، سياست مدار يا حقيقت مدار؟» او، می نويسد که دو «فرهنگ سياسی» را در «عصر آيت الله خمينی» تجربه کرده است:
«يک سو، سياستمداران بوده و خواهند بود که تنها بر مدار سياست و قدرت و چرتکه اندازی های عادی و مادی، تحليل می کنند و تصميم می گيرند. آنان هيچ وقت و هيچ کجا، دست خدا و مديريت الهی را نمی بينند و هرگز، حتی هاله ای از نور عنايت خدا را که در عصر خمينی عزيز بر اين ملت باريدن گرفت، مشاهده نمی کنند.»
وی اين گروه از سياستمداران را «اصطلاحا مذهبی» ناميده و آنان را به خاطر طرز محاسبه مادی مورد انتقاد قرار داده است.
به نوشته وی، اين گروه از سياستمداران واقع گرا «منکر تدبير الهی و دست غيب خدا در عرصه انقلابند و درست مثل ماترياليست های عالم، حضور خدا و حجت خدا را در تحولات عالم و سير تاريخ بشر انکار می کنند و ای کاش فقط انکار می کردند، به سخره می گيرند و نيشخند می زنند.»
احمدی نژاد، اما گروه ديگر از سياستمداران را «حقيقت مدار» ناميده و خودش و خمينی را از جمله سياستمداران حقيقت مدار معرفی می کند.
وی در مورد بنيان گذار جمهوری اسلامی، نوشته است: «او سياست را هم از منظر معنوی می ديد، دست خدا را بالاتر از همه دست ها به وضوح می ديد. انقلاب را کار خدا می خواند، جمله های او با خدا آغاز می شد، می گفت قلب مردم را خدا منقلب کرد، خرمشهر را خدا آزاد کرد، ابرقدرت ها به اذن خدا نابود خواهند شد، فتوحات رزمندگان را فتح الهی می خواند زيرا فتح بدست اوست.»
وی يادآوری کرد که آيت الله خمينی، ماجرای ناتمام ماندن عمليات نجات گروگان های آمريکايی در صحرای طبس را حاصل «معجزه توفان شن» دانسته و آن شن ها را مامور خدا معرفی کرده و نوشته آقای خمينی «همه جا جنود خداوند را می ديد و از همه چيز، تفسيری الهی و ماوراء مادی داشت بی آن که سلسله عوامل ظاهری و طبيعی را انکار کند.»
احمدی نژاد، هم چنین نوشته است: «همان گونه که آن روز، برخی گروه های سياسی، اين طرزتعبير را مصداق ارتجاع و خرافه می ناميدند امروز نيز کسانی، ديگر حتی هاله ای از نور هم نمی بينند، خداوند را از محاسبات سياسی خود، کنار گذاشته اند و می خواهند خود صاحب و مالک انقلاب باشند.»
احمدی نژاد، در ادامه با اشاره به اين که «من امروز نيز فقط و فقط، تحليل های سياسی از نوع امام را موفق می دانم» نوشته است: «حال که تبديل جنبش ظاهرا کوچک پانزده خرداد به يک نهضت عظيم و بين المللی از شرق آسيا تا قلب اروپا و از آسيای ميانه تا عمق آفريقا را می بينيم.»
«برای من جالب و در عين حال مايه تاسف بود که چگونه يادآوری همين عقايد واضح شيعی و ديدگاه صريح امام با وسعتی عجيب و تحريف هايی ناجوانمردانه از چپ و راست مورد حمله قرار گرفت.»
وی، در وبلاگ اش تاکيد کرده است: «هرچه هم قسی القلب باشيم، نمی توانيم هاله های نور خدا را منکر شويم. هرکس نمی بيند به کوری خود اعتراف کرده است.»
احمدی نژاد، اظهارات خود در مورد ارتباط با ماوراء طبيعه را نيز مشابه اظهارات آيت الله خمينی در اين مورد دانسته و با اشاره به پذيرفتن اظهارات آيت الله خمينی در خصوص «امدادهای غيبی» از سوی اغلب مقامات فعلی جمهوری اسلامی در دهه اول انقلاب، تاکيد کرده است: «اگر شن های طبس مامور خدا بودند و اگر صاحب اصلی انقلاب دلواپس اين انقلاب است، پس چگونه است که کسانی از دعوی مديريت الهی عالم، تعجب کرده و آن را مورد تمسخر قرار می دهند؟!»
وی نوشته است: «برای من جالب و در عين حال مايه تاسف بود که چگونه يادآوری همين عقايد واضح شيعی و ديدگاه صريح امام با وسعتی عجيب و تحريف هايی ناجوانمردانه از چپ و راست مورد حمله قرار گرفت.»
احمدی نژاد، در بخش ديگری از يادداشت خود در پاسخی غيرمستقيم به سخنگوی سابق جامعه روحانيت که چندی پيش در پاسخ به ادعای احمدی نژاد در خصوص نقش امام زمان در مديريت کشور، گفته بود که «قطعا امام زمان تورم ۲۰ درصدی، گراني ها و خيلی اشتباهات را بر ملت نمی پسندد» نوشته است: «من چند بار گفته ام که برخی گرانی ها، و نه همه آن ها، اتفاقا محصول مديريت پنهان و ائتلاف مافيایی در بازار با برخی سياستمداران از همان نوعی که گفتم و کار کسانی است که پس از سه سال، هنوز هم رای مردم را فصل الخطاب ندانسته و به اراده مردم در انتخابات رياست جمهوری نهم، تسليم نشده اند.»
وی، هم چنين نوشته است: «مشاهده نور خدا در عالم سياست، و در فتوحاتی که پياپی در لبنان فلسطين تا عراق و ايران و حتی در نيويورک، به نفع ارزش های انقلابی و اسلامی واقع می شود، برای آنان که در دامان فرهنگ توحيدی امام خمينی پرورش يافته اند و برای نسل انقلاب چيز عجيبی نيست بلکه نديدن اين هاله های نور است که عجيب وعيب است.»
شایان ذکر است که در اولين سال رياست جمهوری محمود احمدی نژاد، اخباری در مورد امضای يک ميثاق نامه با امام زمان منتشر و برخی وب سايت ها نوشتند که محمد حسين صفار هرندی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، از سوی هيات دولت مامور شده تا نسخه ای از اين ميثاق نامه را به جمکران ببرد و با انداختن آن در چاه جمکران به دست امام زمان برساند.
در دوره مديريت احمدی نژاد در شهرداری تهران نيز برخی خبرها در خصوص نقشه مسير امام زمان در هنگام ظهور و تلاش و برای آسفالت کردن چنين مسيری منتشر شد.
او با بيان اين که هدف «تحريف های ناجوانمردانه» قرار گرفته از اين موارد مشخصا نام برده است: «نوشتند که احمدی نژاد در هيئت دولت موقع نهار، يک ظرف غذا هم برای حضرت روی ميز می چيند! احمدی نژاد در دوره شهرداری، مسير حرکت کاروان حضرت از مکه به تهران را پيشاپيش آسفالت کرده است! احمدی نژاد مدعی ارتباط با حضرت شده و گران شدن برنج را، محصول مديريت حضرت و تصميم ايشان دانسته است!»
سخنان احمدی نژاد درباره امام زمان
احمدی نژاد، از سخنان فروردین ماه 1387 خود در مشهد، در مقابل منتقدانش دفاع کرده است. آن سخنرانی معروفی که وی در فروردین ماه در جمع طلاب و روحانیون مشهد کرده بود روز دوشنبه 16 اردیبهشت 1387 از تلویزیون دولتی ایران پخش شد.
وی در سخنرانی خود در مشهد، قسم خورد که دست امام مهدی را در همه امور می بیند و گفت هدف او نیز فراهم کردن زمینه برای ظهور امام دوازدهم شیعیان است.
او حتی از «موفقیت» سخنرانی در دانشگاه کلمبیای نیویورک، علی رغم آنچه مانع تراشی سیاستمداران آمریکایی خواند، سخن گفت و تاکید کرد که به جز با یاری امام زمان ممکن نبوده است.
وی ادعا کرد که با مدیریت امام زمان 500 میلیون نفر سخنان او را از تلویزیون دیده اند. رئیس جمهور ایران گفت: «من در این دو سال و نیم - البته در تمام دوران انقلاب - به شما عرض کنم ما دست این مدیریت الهی را هر روز داریم می بینیم. خدا خود شاهد است که ما می بینیم. اغراق نمی گویم. ندیده را خدمتتان عرض نمی کنم. درست مثل همان چیزی که شما خدا را در عالم می بینید.»
وی هسته ای شدن ایران را «بالاترین معجزه تاریخ معاصر» خواند که با کمک امام دوازدهم ممکن شده و پیروزی انقلاب اسلامی را نیز به «امام مهدی» نسبت داد.
وی، هم چنین گفت ایران در جنگ عراق پیروز شده که آن را نیز به امام مهدی نسبت داد. احمدی نژاد، در میان سخنان خود تکرار کرد: «به خدا ما دست مدیریت امام را در این صحنه می بینیم.»
رئیس جمهور ایران در تعبیری بی سابقه از حمله آمریکا به عراق گفت هدف آن جلوگیری از ظهور امام زمان بوده است.
وی گفت: «همین هایی که آمدند عراق را اشغال کردند، درست است ظاهرش این است که آمده اند نفت را ببرند و منطقه را بچاپند. اما وقتی یک لایه پشت آن می روی می بینی این ها تحلیل دارند، مطلع شده اند که بناست در این منطقه یک اتفاقی بیافتد، یک دست الهی بیرون بیاید و ریشه ظلم را از جهان بکند.»
غلامرضا مصباحی مقدم، سخن گوی جامعه روحانيت مبارز از تشکل های اصلی محافظه کاران در واکنش به این اظهارات رییس جمهوری گفت: «اگر مقصود احمدی نژاد از اين سخنان اين باشد که امام زمان از رفتارهای دولت حمايت می کند، (اين) صحيح نيست.»
وی، به روزنامه های اعتماد ملی و کارگزاران گفته است: «قطعا امام زمان تورم ۲۰ درصدی، گرانی ها و خيلی اشتباهات را بر ملت نمی پسندد و اگر اظهارات احمدی نژاد در مورد مديريت امور را به مديريت درست از سوی ايشان تعبير کنيم بايد بسياری از اشتباهات را پای امام زمان بگذاريم که اين لطمه جبران ناپذيری به اعتقادات جوانان می زند.»
محمود مدنی، عضو کميسيون اصل ۹۰ مجلس که خود روحانی است در واکنش به این اظهارات گفت: «زمانی که مسئولين عملکردشان را به مقدسات دينی منسوب می کنند، يک رابطه تقدس آميز بين افراد و مبادی غيبی ايجاد می شود که راه نقد برای منتقدان را می بندد و زبان پرخاشگران نسبت به مسائل معنوی باز می شود.»
مهدی طباطبايی، ديگر نماينده نزديک به اصولگرايان نيز خطاب به محمود احمدی نژاد گفته است: «اگر لطف الهی نبود حضرت عالی با آن همه گفتار غير واقعی نمی توانستيد به اين قدرت ادامه دهيد.»
علی عسگری، نماينده مردم مشهد نيز اظهار عقيده کرده است: «بهتر است ايشان (احمدی نژاد) پاسخ گوی مسائل مبتلا به جامعه مانند گرانی و تورم باشد و تکيه گاهشان بر عرش نباشد، زمينی فکر کنند و به مديريت امور اجرايی بپردازند.»
محمد جعفر بهداد، معاون ارتباطات و اطلاع رسانی دفتر رئیس جمهور ایران، به خبرگزاری فارس، يک شنبه 11 نوامبر 2007 - 20 آبان 1386 گفته آقای احمدی نژاد مخالفان فرهنگ انتظار را مورد خطاب و نقد قرار داده بوده و برخی خودشان را «جزو مخاطبان این سخن رئیس جمهور دانسته اند.»
صحبت های احمدی نژاد، در جریان سفر وی به استان خراسان جنوبی که در آن «شعور بزغاله» را با «بعضی افراد» مقایسه کرده بود، در برخی محافل رسانه ای ایران بازتاب گسترده ای یافت و منتقدین آن را توهین رئیس جمهور به رقبای درون حاکمیت دانستند.
آن طور که معاون اطلاع رسانی دفتر رئیس جمهور ایران به خبرگزاری فارس گفته، احمدی نژاد هنگامی که در مورد اعتقاد شیعیان به ظهور دوازدهمین امام صحبت می کرده، گفته است: «همه بساط عالم بر پا شده تا آن روز نورانی اتفاق بيافتد؛ روزی كه همه پيامبران، شهدا و صلحا خواهند آمد و ياری خواهند كرد. بعضی ها اين حرف ها را تمسخر می كنند؛ برای اين كه اين ها دلشان از ايمان خالی است. اين ها بت پرست ها و شيطان پرست های مدرن هستند. قيافه روشنفكری می گيرند اما به اندازه بزغاله هم از دنيا فهم و شعور ندارند.»
بهداد، در توضیح صحبت های احمدی نژاد افزود که «بهره گیری از قواعد تشبیه و تمثیل از جمله قواعد قرآنی است که در کلام الهی نیز عبارت «اولئک کالانعام بل هم اضل» را می بینید.
بدین طریق احمدی نژاد و یا مقام های رسمی نزدیک به وی، همواره انتقادهای رقبایشان در حاکمیت را نسبت به ادعاهای وی مردود دانسته اند.
از سوی دیگر، محمود احمدی نژاد چندی پیش در مورد مدیریت جهان توسط امام زمان سخنانی گفته بود که بازتاب گسترده ای داشت. احمدی نژاد در آن سخنان که در جمع طلاب مشهدی بیان می شد گفت که باید زودتر داخل کشور را جمع چور کنیم و وارد عرصه مدیریت جهان بشویم. احمدی نژاد در این سخنان گفته بود: «امام زمان دارد جهان را مدیریت می کند و ما داریم می بینیم دست هدایت آقا امام زمان در همه امور کشور نمایان است.» این بخش سخنان او مورد اعتراض تعدادی از نمایندگان مجلس قرار گرفت که معتقد بودند امام زمان مسئول گرانی و ضعف عملکرد دولت فعلی نیست. .
امام جمعه مشهد، بخش عمده ای از خطبه نماز جمعه را به همین سخنان احمدی نژاد اختصاص داد. امام جمعه مشهد مقدس با اظهار تاسف از افرادی که به بهانه مخالفت با دولت و بعضا به نام اصولگرایی، مبانی اعتقادی را نیز زیر پا می گذارند، سخنان رئیس جمهور در جمع طلاب و روحانیون مشهد مقدس را جزء مبانی اعتقادی شیعه خواند.
آيت الله علم الهدی در گفتگو با رجانیوز، با طرح این سئوال که اگر وجود مقدس امام زمان (عج) جهان را مدیریت نمی کند، پس چه امامتی بر ما دارد؟، افزود: اگر این طور باشد که دست امام زمان بسته و او گوشه گیر است . وی با اشاره به اين عقايد انحرافی ادامه داد: اين افراد امام زمانی را معرفی می کنند که هیچ كاری به كار دنيا ندارد و فقط در پس پرده غیبت نشسته است. داستانی هم درست کرده اند که حضرت در جزیره «خضراء» که جزیره ای خوش آب و هوایی است، به همراه خانواده مشغول زندگی هستند و دیگر کاری به کار مردم ندارند که چه بلايا و کشتارهايی بر سرشان می آید. همان جا نشسته و منتظر است تا یک باره خداوند بخواهد و ظهور کند و با قدرت غیبی، همه دستگاه های کفر را از کار بياندازد و بر جهان مسلط شود .
امام جمعه مشهد با رد اين عقايد خاطرنشان كرد: اگر امام زمان (ع) اینگونه بود، طبیعتا باید همان روز اول پس از غيبت، ظهور می كرد، چراكه امام زمانی که می خواهد یک مرتبه و با یک امداد غیبی، همه دنیا را به هم بزند و بر همه جا مسلط شود، روز اول هم می توانست این کار را انجام دهد. پس چرا همان هنگام این کار را نکرد؟
وی اضافه كرد: در حمله مغول این همه سفاکی ها صورت گرفت، در جنگ جهانی اول و دوم این همه انسان کشته شدند، در حال حاضر حجم وسيعی از کشتار در دنيا صورت می گیرد، در حالی كه اگر امام زمان همان روز اول پس از غيبت ظهور می کردند، هيچ يك از این جنایات اتفاق نمی افتاد .
علم الهدی با طرح اين سئوال كه «اگر بنا بود امام زمان در آینده تشريف بياورند و اكنون هیچ نیازی به ايشان نیست، اساسا چرا ما امام 1200 ساله بايد داشته باشیم؟»، ادامه داد: اگر امام زمان (ع) امروز جهان را مدیریت نمی کنند و در تحولات جهانی و در مدیریت نظام ما نقش ندارند، چه احتیاجی به ايشان هست؟ با اين نگاه خداوند می توانست همان روزی که روز ظهور است، امامی خلق کند تا دنیا را اصلاح نماید. چرا پسر امام حسن عسکری (ع) این قدر بايد در پس پرده غیبت بماند؟
وي با تاكيد بر اين كه ولايت كليه امام عصر (ع) بر تمام شئون عالم جزء مبانی اعتقادی ماست، اظهار داشت: اساسا زمینه ظهور را خود حضرت مهیا می کنند و حوادث جهان را جهت می دهند .
امام جمعه مشهد، با اشاره به الطاف امام زمان بر انقلاب اسلامی از روز اول پیروزی گفت: رجعت امام (ره) از پاریس به ایران با عنایت امام زمان (ع) بود. شهید مطهری نقل می کردند که جمعه شبی به امام زنگ زدم و عرض كردم كه تمام فرودگاه ها را بسته اند، پدافندها مجهزند و در صورتی كه به ايران بياييد، هواپیما را می زنند. شورای انقلاب هم تصمیم قطعی گرفته است كه شما نیایید و این سفر را به تعویق بیاندازید. امام جواب دادند امروز صبح جمعه به آقا امام زمان متوسل شده ام و بعد تصمیم خود را گرفته ام و به هر نحو ممکن روز یک شنبه (12 بهمن) می آیم . ..
وي با تاكيد بر اين كه «اگر بگوییم سخنان آقای احمدی نژاد درست نیست، معتقد به امام زمان بیکاره ای شده ایم که باید در جزیره خضرا و بحر ابیض پیدایش کرد»، گفت: در اين شرايط، نادانی هم پیدا می شود و می گويد که جزیره خضراء و بحر ابیض همان مثلث برموداست و بعد هم آمریکایی ها مثلث برمودا را کشف می کنند و می گویند این جا امام زمانی نیست .
امام جمعه مشهد، هم چنين تصريح كرد: سخنانی كه آقای احمدی نژاد در جلسه طلاب مشهد بيان كرد، اصول مبانی اعتقادی ما درباره حضرت حجت (ع) است و خلاف آن، خلاف مبانی اعتقادی ماست .
دکتر گل نشان، استاد دانشگاه شیراز در گفتگویی با یکی از رسانه های حکومتی در شیراز، با تبیین جایگاه اندیشه مهدویت و ضرورت پرداختن به این موضوع گفت: مساله مهدویت یك واقعیت و عین توحید و نبوت است. امامان ما ایمان به غیب را در آیه اول سوره «بقره»، به معنای ایمان به مهدی (عج) و این كه شخصی در جهان هست كه خدای تبارك و تعالی او را برای اصلاح امور عالم ذخیره فرموده، دانسته اند .
وی ادامه داد: امروز وجود مقدس امام عصر قطب عالم امكان است و این قطب عالم بودن، یعنی تمام امورات عالم به اذن خدا در دست مبارك آن بزرگوار است. و البته باید توجه کرد که خدای تبارك و تعالی هم از این كه امورات چیزی یا كسی را، یا فضایی را یا عالمی را به دست بنده ای بسپارد، دچار نقص نمی شود. خداوند خودش املك است. به طور مثال این که خدا پدر را نسبت به تصمیم گیری برای فرزندش مالک و صاحب اختیار می کند، منافاتی با مالک بودن خود او ندارد بلکه او مالك تر است و اگر بخواهد این مالكیت را از من بگیرد می تواند. لذا مساله مهدویت به عنوان یك اصل از اصول دینی ما، مثل نبوت، مثل توحید، مثل قیامت، در اسلام و در مذهب ما مطرح است . این استاد دانشگاه افزود: ما از خصوصیات امام عصر عجّلالله تعالی فرجه الشریف، دو تا مطلب را همیشه باید مدنظر داشته باشیم؛ یكی مساله امامت حضرت است، و دیگری مساله مهدویت حضرت است.
در مسئله امامت، آن بزرگوار و آباء گرامی شان همانند هم هستند. یعنی هم چنان كه امام صادق علیه السلام امام بودند، حضرت صاحب الزمان هم امامند. هم چنان كه مردم باید در زمان امام صادق علیه السلام در مسائل شان به امام صادق علیه السلام مراجعه می كردند، در زمان غبیت هم باید وجود مقدس امام عصر علیه السلام مدنظرشان باشد و مسایل و مشکلاتشان را باید از طریق حضرت حل کنند. در مسایل فقهی و احکام اسلامی حضرت فرموده اند به مرجع اعلم رجوع کنید. ولی در مشكلات غیر احكامی راه به سمت خود حضرت باز است، یعنی راه اتصال و تمسك به مردم به امامشان در زمان غیبت بسته نیست.
ماجرای كسانی كه در غیبت صغری و كبری حضور محترم امام علیه السلام مشرف شدند یا از عنایت حضرت بهره مند شدند یا در عالم واقع و رویا عنایات حضرت به ایشان رسیده، بیانگر همین است كه مردم بی امام نیستند. این امامت حضرت است .
وی در خصوص ویژگی دوم آن حضرت گفت: اما مهدویت حضرت، خصوصیتی است كه فقط مخصوص آن بزرگوار است. آباء گرامی شان در این مساله با حضرت شریك نیستند و آن به معنای هدایت تمام اهل عالم به سمت خدای تبارك و تعالی و بر پایه دین خداست. لیظهره علی الدینِ كله و لوكره المشركون، یعنی دین خدا را برتری ببخشد به دست خدای تبارك و تعالی. دین خدا برتری بخشیده شود و ظاهر شود و بقیه ادیان بروند و نمانند... (منبع: آینده روشن)
یا حجت الاسلام دکتر عبدالحسین خسرو پناه، در گفتگو با رجانیوز، با تأکید بر این که مهدویت نه تنها یکی از ضروریات دین مبین اسلام است بلکه از جمله ضروریات دیگر ادیان نیز محسوب می شود، افزود: موضوع مهدویت با مسئله امام شناسی گره خورده است و شیعیان بر این باورند که امام دارای ولایت تکوینی، تشریعی و ولایت سیاسی- اجتماعی است .
مدير گروه فلسفه پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامى، با بيان این سئوال که اگر رییس جمهور نام امام زمان (عج) را نبرد پس نام چه کسی را ببرد، ادامه داد: دکتر احمدی نژاد با نام بردن از امام زمان باید فرهنگ سازی کرده و نسل جدید را با ایشان آشنا کند .
خسروپناه، در پایان با بیان این که قصد رییس جمهور از نام بردن از امام زمان ترویج موضوع مهم مهدویت است، افزود: سخنان آقای احمدی نژاد در جمع طلاب و روحانیون را که به طور اجمال مشاهده کردم هیچ گونه منافاتی با اعتقادات دینی ما نداشت .
داستان هایی درباره امام زمان
درباره زندگانى و غيبت و ظهور امام زمان، اما دوازدهم شعیان، روایت ها و داستان های بسيارى نوشته و یا گفته شده است. از زمان به قدرت رسیدن حکومت اسلامی، پدیده امام زمان شناسی به یک بیماری مسری در میان سران حکومت اسلامی و امام جمعه ها و ... تبدیل شده است.
واحد تحقيقات مسجد مقدس جمكران، به عنوان يكى از ده ها موسسه ای كه در راستاى شناسايى امام زمان فعالیت دارد و با تمامى امكانات می کوشد كه در رابطه با امام زمان شناسی با رقبای خود به مقابله برخیزد، کتابی را درباره امام زمان منتشر کرده است.
عنوان این کتاب «حضرت مهدى (عج) فروغ تابان ولايت» است که مولف آن حجة الاسلام و المسلمين محمدى اشتهاردى است. (واحد تحقيقات مسجد مقدّس جمكران ـ قم، تابستان 1376)
کتاب دیگری به نام «چهارده گفتار پیرامون ارتباط معنوی با حضرت مهدی (عج)»، تالیف حسین گنجی توسط انتشارات مسجد مقدس جمکران منتشر شده است.
به گزارش خبرگزاری تبیان به نقل از شبستان از قم، این کتاب، «مجموعه گفتارهایی است که از سلسله مباحث و سخنرانی های مولف پیرامون حضرت مهدی «عج»، گلچین شده آنچه در این سلسله گفتارها آمده است، دارای دو بخش است، بخش نخست، مباحثی است پیرامون به کار گرفتن دقیق طرق وشیوه های برای برقراری ارتباط روحی، فکری و رابطه ظاهر با حضرت مهدی «عج». بخش دوم کتاب مباحثی است درباره ویژگی ها و صفات یاران حضرت مهدی «عج» به این که باید چه ویژگی هایی را دارا باشیم تا دست کم در زمره یاران امام زمان «عج» باشیم. این کتاب که توسط انتشارات مسجد مقدس جمکران به چاپ رسیده است در 224 صفحه و باقیمت 1200 تومان عرضه شده است.»
درباره ارتباط با امام زمان، كتاب هايى نوشته شده كه در اين اواخر، رواج فوق العاده ای يافته است. اين كتاب ها مملو از حكايات و داستان هایی است كه آن ها برخاسته از تصورات و خيال بافى هاى نويسندگان آن هاست. نقل اين داستان ها و حكايت ها، باعث مى شود كه عقاید خرافى در ميان مردم رواج يابد.
«داستان «جزيره خضرا» حكايت از آ ن می كند كه: زين الدين على بن فاضل مازندرانى، در سال 690 هجرى به اقيانوس اطلس سفر كرده و از سرزمين بربر، سه روز با كشتى در دل اقيانوس رفته، تا به جزاير روافض جزيره هاى شيعيان رسيده است. در آن جا اطلاع يافته كه جزيره اى به نام «جزيره خضراء» وجود دارد كه فرزندان حضرت ولى عصر (ع) در آن زندگى می كنند. چهل روز در آن جا اقامت كرده و سرانجام پس از چهل روز، هفت كشتى مواد غذايى از جزيره خضراء به اين جزيره آمده است. ناخداى كشتى اورا با نام و نام پدر صدا كرده و گفته مشخصات تو را به من گفته اند و اجازه دادند كه تو را به جزيره خضراء ببرم. او را به جزيره خضرا برد ه ا ند. پس از 16 روز دريانوردى، سرانجام به آب هاى سفيد رسيده اند. ناخدا توضيح داده كه اين آب ها، چون جزيره را احاطه كرده است، كشتى دشمنان هرگز نمی تواند از آن بگذرد و به بركت حضرت ولى عصر (ع) در آن آب ما فرق می شود. آن ها به جزيره خضراء رسيده، جمعيت انبوهى را با بهترين لباس و وضع مشاهده كرده، شهرى بسيار آباد با درختان سرسبز و انواع ميوه ها و بازارهاى بسيار و ساختمان هاى مجلل از سنگ هاى شفاف وخام ديده است. شخصى به نام سيد شمس الدين كه او را نوه پنجم حضرت ولى عصر (ع) معرفى می كنند، متصدى تعليم، تربيت و اداره آن جاست و او نائب خاص حضرت در آن جريره است و مستقيما از امام فرمان می گيرد. وى حضرت را نمی بيند، بلكه صبح هر جمعه، نامه اى به خط امام (ع) در نقطه معينى گذاشته می شود و در آن، اوامر آن حضرت و آن چه مورد نياز سيد شمس الدين (ع) تا هفته آينده خواهد بود، مندرج می باشد. على بن فاضل، هيجده روز در آن جزيره اقامت نموده واز محضر جناب سيد شمس الدين خوشه ها چيده، وپس از هيجده روز، به او دستور رسيده كه به وطن خود بازگردد. على بن فاضل، آن چه را كه از محضر جناب سيد شمس الدين استفاده كرده، در كتابى به نام الفوائد الشمسيه گرد آورده و مشروح تشرف خود را به چند نفر از علماى بزرگ عصر خود بازگو كرده است.
فضل بن يحيى طيبى نويسنده قرن هفتم، در سال 996 هجرى، مشروح داستان را از زبان شخص على بن فاضل درحله شنيده و آن را در كتابى به نام الجزيرة الخضراء گرد آورده است. اين داستان به طور كامل در كتاب بحارالانوارج 52، صفحات 159 تا 174 آمده است. علاوه بر على بن فاضل،ابن انبارى نيز داستان جزيره خضراء را نقل كرده است كه در كتاب بحارالانوارج 53، صفحات 213 تا 221 آمده است. در دو داستان على بن فاضل مازندرانى و ابن انبارى نقاط مشترك بسيارى به چشم می خورد.
و اما داستان جزيره خضراء از هفتصد سال پيش به اين طرف، در برخى از كتاب ها راه يافته است و از همان زمان تاكنون، دو ديدگاه درباره آن مطرح بوده است: يكى، ديدگاه افرادى كه اين داستان را پذيرفته اند و ديگرى، ديدگاهى است كه اين داستان را ساختگى و افسانه می دانند. به تازگى دو ادعاى جديد نيز بر آن ها اضافه شده است. آن دو ادعا اين است كه: 1- بر اساس بعضى نشانه ها، احتمالا جزيره خضراء، همان منطقه مثلث برمودا است. 2- بشقاب پرنده ها در اختيار ساكنان جريره خضراء امام زمان (ع) و فرزندانش است. اين دو ادعا را ناجى نجار در كتاب خود آورده است.
دلایل كسانى كه جزيره خضراء را پذيرفته اند اين است كه علماى بسيارى از قبيل شهيد اول، محقق كركى، علامه مجلسى، مقدس اردبيلى، شيخ حر عاملى، وحيد بهبهانى، بحرالعلوم، قاضى نورالله شوشترى، ميرزا عبدالله اصفهانى، ميرزاى نورى و اين داستان را در كتاب خود آورده، يا به آن استناد كرد ه اند.
بحث درباره امام دوازدهم شيعيان و ارتباط اعتقاد به وی با تحولات سياسی در سال های اخير و با آغاز ریاست حمهوری احمدی نژاد در ايران به اوج خود رسیده است. شماری از طرفداران محمود احمدی نژاد، هم چون ابوالقاسم خزعلی يا محمدتقی مصباح يزدی که از روحانيون بلندپايه و با قدرت حکومت اسلامی هستند، آشکار و نهان انتخاب وی به رياست جمهوری را مورد تاييد و موافقت امام غايب شيعيان دانسته اند و گفته می شود دولت جديد در نخستين اقدام های خود اعتبارهای مالی بزرگی به مسجد جمکران اختصاص داده است.
مسجد جمکران که در روستايی به همين نام در نزديکی شهر قم قرار دارد بر پايه خواب يکی از اهالی اين روستا ساخته شده است و در آن چاهی وجود دارد که برخی از مردم عوام مذهبی با طی مراحلی، عريضه خود را به امام زمان به درون چاه می فرستند، به اين اميد که وی آن ها را بخواند و حاجت روا کند.
شماری از مراجع تقليد شیعیان در قم، از جمله آيت الله ناصر مکارم شيرازی، با نام بردن از اين چاه، از رواج آنچه «خرافات» خوانده اند ابراز نگرانی کرده است. اما شايعه ها درباره اعتقادات ويژه دولت محمود احمدی نژاد به امام زمان، هم چنان داغ است.
مسئله امام زمان يا امام غايب در مذهب شيعه، نقشی بنيادی دارد و محوريت آن در شکل دادن به عقايد اين فرقه از مساله امامت و خلافت بلافصل امام نخستين شيعيان، علی بن ابی طالب کم تر نيست. غيبت امام دوازدهم مجادلات و مناقشات و عقيدتی فراوانی درباره تکليف شيعيان در زمينه مسائل شرعی و سياسی برانگيخته است.
از سده چهارم هجری به بعد، نظريه شيعی توسط روحانیون سرشناسی هم چون شيخ طوسی، شيخ مفيد و سيد مرتضی صورتبندی تئوریزه شده و يکی از مسائل اصلی آن، سياست و حکومت است که در آن دوران شيعيان باور داشتند غيبت امام زمان نبايد آنان را از تدبير اين جهانی حکومت وا بدارد و در نتيجه، «حکومت الهی» را منحصر به ظهور امام معصوم می دانستند. بر این اساس، سلطنت در مقام رهبری امور جامعه، برای فقيهان امری پذيرفته شده بود.
اصطلاح ويژه تئوریسین ها و کارشناسان اسلامی، اشاره به دوران انحطاط، «زمان فتنه» است و در باور به «مهدويت» اين فرض وجود داشت که امام غايب در دوران فتنه ها ظهور می کند؛ عصری که سراسر جهان با غبار ستم و جهل پوشانده شده است.
در نتيجه از منظر الهيات شيعی، تاريخ اسلام با دوره ای بنيادی که دوره حکومت آخرين پيامبر است آغاز می شود و با دوره بنيادين ديگری که حکومت آخرين امام است به پایان می رسد.
با آغاز دوران غيبت کبری، احاديث فراوانی درباره شرايط و چگونگی ظهور امام غايب رواج يافت که بعدها در کتاب های حديث، زير عنوان «ملاحم و فتن» گرد آمد. اين روايت ها «آخرالزمانی» را توصيف می کردند که «سراسر ستم» و آماده برای ظهور امامی است که جهان را «از عدل می آکند.»
نشانه های آخرالزمان آن اندازه متنوع، فراوان و قابل تفسیر است که تقريبا در مورد همه ادوار تاريخی صدق می کند. اما بسياری از حکومت ها می کوشيدند با انطباق نشانه های آخرالزمان بر دوران خود، به حکومت خويش مشروعيت مذهبی ببخشند و از مردم بخواهند تا برای طول عمر حاکم يا سلسله او تا ظهور مهدی دعا کنند. به ويژه در دوران صفويه که حاکمان، مذهب تشيع را برگزيده و رسمیت دادند، بسياری از فقيهان شيعه به اين توهم و خرافات دامن زدند.
در دوران قاجار، پيدايش مذهب بابی و بهايی از عوامل مهم رواج دوباره اعتقاد به آخرالزمان و تاکيد بر وجود امام زمان و ظهور نزديک وی شد. رساله های فراوانی به فارسی درباره امام زمان تدوین گردید.
در دوران سلطنت پهلوی، برخی از روحانيان حکومت را به بی اعتنايی و لاقيدی دينی متهم می کردند و حتی بارها شايع شد که فلان مسئول حکومتی، وزير يا وکيل، بهايی است. اما با این وجود محمدرضا شاه خود را کمربسته امام رضا (امام هشتم شیعیان) معرفی می کرد و در گفتگو با اوریانا فالاچی، روزنامه نگار ایتالیایی، به این که دو بار در زندگی خود معجزه را با چشم خود دیده و از سوی امام زمان بوده است تاکید می کند. کم نبودند آیت الله هایی که حامی شاه و تفکرات او بودند. محمدرضا شاه، هم چنین خود را رهبر شیعه جهان نیز می دانست.
در دوران محمدرضاشاه پهلوی، آيت الله سيدحسين بروجردی، مرجع «يگانه» وقت شيعيان از تمام نيروی خود برای مبارزه با بهائيت بهره گرفت و کوشيد از نظر تبليغاتی نيز به تبيين و تثبيت مساله امام زمان بپردازد. وی از جمله از شيخ لطف الله صافی گلپايگانی که يکی از مراجع تقليد قم بود خواست که کتابی با عنوان «منتخب الاثر» بنويسد و همه روايت های اسلامی درباره وجود امام دوازدهم شيعيان را گردآوری کند.
در همين دوران شيخ محمود حلبی، واعظی خراسانی، انجمن حجتيه را برای ترويج عقيده به امام زمان و مبارزه با بهائيت بنيان نهاد و بسياری از جوانان مذهبی را در سراسر کشور گرد این خرافه پرستی سازماندهی کرد.
آخوندهایی که در حوزه علميه و ديگر محافل مذهبی، طرفدار آيت الله خمينی بودند، هواداران و اعضای انجمن حجتيه را مرتجع، متحجر و مومن به تفسيری عقب مانده از اسلام می نامیدند که توانايی انطباق با شرايط دنيای جديد را ندارد.
با پيروزی انقلاب 57 مردم ایران، شماری از هواداران انجمن حجتيه که ديگر به صورت سازمان فعاليت نمی کرد به صف حزب الله پيوستند و حتی کسانی هم چون علی اکبر پرورش يا علی اکبر ولايتی به مقام وزارت رسيدند و شماری ديگر در حوزه علميه يا بيرون از آن در ردیف منتقدان حکومت اسلامی قرار گرفتند.
با اين همه، آيت الله خمينی در مناسبت های مختلف، بويژه در پيامی خطاب به روحانيت در سال های آخر عمر خود «خطر متحجران و انجمن حجتيه ای ها« را بزرگ تر از هر خطر ديگر توصيف کرده بود.
کتاب دیگری در قم با عنوان «زمينه سازان انقلاب جهانی مهدی» نشر يافت که روايت های مربوط به آخرالزمان را بر دوران معاصر منطبق می کرد و آيت الله خمينی را همان سيدی معرفی می کرد که طبق برخی روايت ها، پيش از امام مهدی قيام می کند و حکومت تشکيل می دهد.
با رهبری آيت الله خامنه ای، برخی از کسانی که در افکار سياسی و مذهبی خود با انجمن حجتيه همدلی می کردند و به ويژه در موسسه موسوم به «در راه حق» در قم فعاليت داشتند، به مرکز کانون های اقتدار سياسی نزديک شدند. در سالن اصلی اين موسسه تابلويی نصب است که روزشمار غيبت امام زمان را نشان می دهد. محمدتقی مصباح يزدی، يکی از وابستگان به اين موسسه، پس از نشستن آيت الله خامنه ای در مسند قدرت رهبری حکومت اسلامی، از نزديکان وی به شمار می آید و در جريان انتخاب محمود احمدی نژاد به رياست جمهوری، محمدتقی مصباح يزدی از مدافعان سرسخت وی بود.
اما برخی از چهره های سرشناس حکومت اسلامی، هم چون محمد خاتمی، رئيس جمهور پيشين و محمدرضا توسلی، روحانی نزديک به آيت الله خمينی، آشکارا از خطر رشد طرفداران انجمن حجتيه سخن گفته اند. یا شماری از «روشنفکران دينی؟»، هم چون عبدالکريم سروش، نسبت به پيامدهای سياسی مساله مهدويت هشدار داده است.
انجمن حجتيه که امروزه ديگر به صورت سازمان فعالیت ندارد، گروهی است که به ويژه به ظهور نزديک امام زمان باور دارد و خود را زمينه ساز ظهور وی می داند و بر همين اساس، ظاهرا هيچ انگيزه ای برای سازگاری با «تغییر» در عرصه های گوناگون، به ويژه در عرصه سياسی و اجتماعی جامعه ندارد.
اين گروه بر این باور است که حکومت اسلامی ايران، به عنوان تنها حکومت شيعه در جهان، پايگاه اصلی امام زمان در هنگام ظهور خواهد بود.
نقشه آمريكا برای ربودن احمدی نژاد در عراق
احمدی نژاد، در اجلاسی در حوزه علمیه قم، سخنان عجیبی را مطرح کرد که به یکی از مهم ترین جنجال های رسانه ای بدل گردید. احمدی نژاد، در این اجلاس ادعا کرد که آمریکایی ها هنگام حضور او در عراق قصد دزدیدن او را داشتند که با جا خالی دادن ایشان و سپس فرار سریع تر به سوی ایران موفق نشدند. این ادعا مورد تکذیب مقامات عراقی قرار گرفت و مقامات آمریکایی هم در این مورد لازم ندیدند چیزی بگویند.
خبرنگار «تابناك» ۳۰ خرداد ۱۳۸۷، گزارش داد: رئيس جمهور كشورمان در نشست امروز اعضاي جامعه مدرسين حوزه علميه قم شكست نقشه آمريكا برای ربودن خود در عراق و انتقالش به آمريكا را افشا كرد.
به گفته يكی از علمای حاضر در جلسه، دكتر احمدی نژاد، افزود: هم زمان با سفر من به عراق، آمريكايی ها قصد داشتند در يك برنامه حساب شده مرا ربوده و به آمريكا منتقل كنند تا با بهانه جويی در مساله تروريسم برای باز گرداندنم، از جمهوری اسلامی باج خواهی كنند.
وی ادامه داد: با اين حال به لطف الهی چند تغيير انجام شده در برنامه اين سفر، نقشه آن ها را بر هم زد و آنان زمانی حيرتزده از اين امر مطلع شدند كه من در آسمان عراق در حال بازگشت به ايران بودم. اين در حالی بود كه ما حتی به منطقه سبز كه امن ترين منطقه بغداد است هم نرفتيم. جالب ان كه حتی بوش رئيس جمهور آمريكا تاكنون هم در عراق شب را به صبح نرسانده است.
در اين جلسه كه قريب به اتفاق اعضای جامعه مدرسين حوزه عليمه قم و برخی مدعوين آن حضور داشتند، رئيس جمهور در بخش ديگری از سخنانش گفت: در سال گذشته و امسال، بوش دو مرتبه تصميم جدی گرفته تا به ايران حمله كند اما با مخالفت فرماندهان نظامی اين كشور از اين اقدام بازمانده است.
وی با اشاره به اين كه تعرض به ايران به عقده بوش تبديل شده، گفت: وی حتی به مشاوران خود پيشنهاد كرده تا صرفا به يك يا دو شهر ايران حمله شود و پس از مخالفت آن ها خواستار شكستن ديوار صوتی ايران شده و هر بار مشاوران وی و فرماندهان نظامی تاكيد كرده اند هرگونه تعرض به ايران، جهنمی را به وجود می آورد و اين بر خلاف مصالح آمريكاست. وی تاكيد كرد: انشاء الله به فضل الهی مقامات آمريكا اين آرزو را به گور خواهند برد.
هنگامی که ادعای احمدی نژاد، مبنی بر طرح ربودن وی در عراق، از سوی دولت عراق تکذیب شد و یا حتی جناح های حکومت اسلامی نیز نسبت به این ادعای احمدی نژاد انتقاداتی را مطرح کردند؛ احمدی نژاد در جواب به آن ها گفت:
«ما اسناد و مدارکی در این باره داریم که اگر آمریکا یا کسان دیگری بخواهند آن را تکذیب کنند، به طور صریح آنان را ارائه خواهیم کرد.»
به گزارش خبرگزاری مهر، پنج شنبه 6 تیر 1387، محمود احمدی نژاد اظهار کرد: بنده مطلبی را مطرح کردم که طرف اصلی آمریکا است و دیده ایم که دولتمردان کاخ سفید تاکنون نتوانسته اند این موضوع را تکذیب کنند؛ حال سئوال این جاست که چرا آنانی که ادعا می کنند این سخنان دروغ است نمی توانند با ارائه مدارک دقیق آن را تکذیب کنند.
احمدی نژاد، افزود: متاسفانه بعضی افراد دیگری وارد شده اند و این موضوع را تکذیب کرده اند که هیچ ربطی به آنان ندارد. مثلا در حالی که خود آمریکایی ها نمی توانند این مطلب را تکذیب کنند برخی در عراق این موضوع را تکذیب کرده اند. ما کاری به آن ها نداریم و تکذیب آن ها هیچ ربطی به این موضوع ندارد چرا که کار آمریکایی ها بود و دلیلی ندارد که عراقی ها بخواهند این موضوع را تکذیب کنند. رییس جمهور در ادامه سخنان خود به موضع گیری برخی گروه ها و احزاب سیاسی و اشخاص داخل کشور در این باره اشاره کرد و گفت: متاسفانه این خنده دار است که برخی ها در داخل کشور به تکذیب این موضوع پرداخته اند. آن ها چه چیز را تکذیب کرده اند، آیا این موضوع ارتباطی با آن ها داشته است که بخواهند بدون هیچ مدرک و یا دلیل خاصی این موضوع را تکذیب کنند. وی گفت: نمی دانم مگر این افراد نمایندگی دولتمردان کاخ سفید را دارند که تکذیب کرده اند.
رییس جمهور گفت: متاسفانه افرادی در داخل کشور گویا سخن گوی دولت آمریکا هستند. اگر این افراد به این سئوال پاسخ دهند که به چه دلیلی و با استناد به چه مدارکی دست به این اقدام زده اند بسیاری از مطالب روشن می شود مگر به شما آسیب رسیده که حال شما بخواهید این موضوع را تکذیب کنید.
احمدی نژاد، به دیدارش با نخست وزیر عراق اشاره کرد و گفت: بنده در آن دیدار به آقای نخست وزیر گفتم که اگر کسی بخواهد در این موضوع شیطنت کند ما اسنادی داریم که ارائه خواهیم کرد که بر اساس آن دیگر جای هیچ حرف و حدیثی نمی ماند.
احمدی نژاد، گفت: تحلیل های سیاسی این است که برخی ها نمی دانند چه کرده اند و افراد حاشیه ای خود را وارد میدان می کنند تا با موضع گیری های ناشیانه این موضوع را لوث کنند. وی افزود: آثار این موضوع مشخص است، از طرفی خنده دار و ازطرفی دیگر باعث تاسف است که برخی ها این طور سراسیمه در این موضوع ابراز نظر کرده اند. (منبع: دنیای اقتصاد)
سرانجام احمدی نژاد، در سومين بخش از افشاگری های خود درباره سفر به عراق و طرح ربايش خود، از حضور يك باند بينالمللی شامل اتباع عراق، فلسطين، افغانستان و آمريكا در طرح ربودن خود خبر داد. به گزارش خبرنگار «تابناك»، 23 تیر 1387، رئيس جمهور نخستين بار در سخنرانی يك ماه پيش خود در جمع مدرسين حوزه علميه قم، طرح ربايش خود را به اشغالگران عراق نسبت داد. بنا بر اين گزارش، امروز پس از نشست هيات دولت، خبرنگاری از احمدی نژاد درباره طرح ربودنش در عراق و جزئيات آن پرسيد كه وی گفت: گروهی متشكل از تعدادی افغان، آمريكايی، فلسطينی و عراقی می خواستند با شعار ضدآمريكا و ضدايران ـ يعنی اين كه بگويند ما هم ضدآمريكا هستيم و هم ضدايران ـ اين كار را انجام دهند كه خداوند متعال آن را خنثی كرد.
داستان عکس گرفتن فرمانده آمریکایی با احمد نژاد
احمد نژاد ادعا کرد: او وقتی پیش ما آمد گفت، افتخار می کنم با شما هستم. شما در دل ما جا دارید و بعد هم از من درخواست کرد که با من عکس یادگاری بگیرد، که این کار هم انجام شد، معاون او هم آمد و عکس یادگاری گرفت، من به پشتش زدم و تشویقش کردم و گفتم هوای مردم عراق را داشته باشید.
سیمای جمهوری اسلامی ایران در هفته گذشته، سخنرانی محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری اسلامی ایران در اجتماع فرماندهان و مدیران نیروی مقاومت بسیج سراسر کشور، که دهم خردادماه امسال برگزار شده بود را پخش کرد .
به گزارش سرویس سیاسی آفتاب، شنبه 22 تیر 1387، محمود احمدی نژاد در این سخنرانی که قبلا خبر رسمی آن به نقل از پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری در آفتاب منتشر شده بود، با اشاره به دیدار خود با یک فرمانده ارتش آمریکا، اظهاراتی را بیان کرده است که در خبر رسمی منتشر شده توسط پایگاه اطلاعرسانی رئیس جمهور حذف شده بود .
رئیس جمهور گفت: «در سفر سال گذشته که به عراق داشتم، مطرح شد که یکی از فرماندهان اشغالگران، علاقه دارد با من عکس بگیرد. ظاهرا زمان مرخصی او فرا رسیده بوده است (مثل خودمان که پس از 45 روز در جبهه مرخصی می رفتیم) اما او مرخصی خود را به مدت یک ماه عقب انداخته بود تا بتواند ما را ببیند. من هم با این دیدار موافقت کردم و گفتم بیاید.»
احمدی نژاد، از قول این فرمانده گفت: «او وقتی پیش ما آمد گفت، افتخار می کنم با شما هستم. شما در دل ما جا دارید و بعد هم از من درخواست کرد که با من عکس یادگاری بگیرد، که این کار هم انجام شد، معاون او هم آمد و عکس یادگاری گرفت، من به پشتش زدم و تشویقش کردم و گفتم هوای مردم عراق را داشته باشید.»
احمدی نژاد، با اشاره به فعالیتهای جورج بوش رئیس جمهور آمریکا در مورد ایران گفت: «او دوباره فرماندهانش را جمع کرده تا ترقه ای در ایران بیندازند. من او را نصیحت میکنم، کارت تمام است. حتی اگر یک موشک کوک کنی، کسی را پیدا نمی کنی که شاسی آن را فشار دهد. چرا که کسی حرف او را نمی خواند.»
احمدی نژاد، در این دیدار خبر دسته اولی را هم برای این فرماندهان عنوان کرد و گفت: «بوش دو سال است در آرزوی ضربه زدن به ایران است و خیلی دست و پا می زند تا ضربه کوچکی وارد کند. پارسال که آمد عراق، بلافاصله به استرالیا رفت. در عراق می خواست فرماندهان خود را وادار کند تا چیزی به سمت ایران بیندازند، اما پس از مخالفت فرماندهان قانع شد که تنها دیوار صوتی ایران را بشکند، اما چنان فرماندهان نظامی آمریکایی مستقر در عراق قدرت ایران را برای او توصیف کردند که او وحشتزده به استرالیا رفت.»
وی افزود: «می بینید که حرف نویی ندارند و هرچه دارند فقط تهدید است، چهار تا موشک در جیبشان گذاشته اند هر جا کم می آورند بلافاصله تهدید می کنند.»...
احمدی نژاد، به تهدیدهای پیرامون مباحث هسته ای نیز اشاره کرد و گفت: «در بحث هسته ای به دنبال این بودند که ما را دور بزنند. آن ها می خواستند به خیال خودشان در مساله هسته ای بین احمدی نژاد و رهبری فاصله بیندازند، اما خیلی احمق هستند. ما خدمت آقا می نشستیم و خاطره می گفتیم و به حماقت آن ها میخندیدیم.»
رئیس جمهور، در بخش دیگری از این سخنرانی به انتقاد یکی از چهره های سیاسی از اظهارات خود مبنی بر برنامه ریزی برای مدیریت جهان نیز اشاره کرد و گفت: «پیش از انقلاب دیگران برای ایشان یک خانه صد متری خریده بودند الان در قیطریه، فرمانیه یک خانه 700 متری دارد. حالا آمده می گوید کار به مدیریت جهان نداریم. ما که بخیل نیستیم، 7 هزار متری داشته باش.»
در حالی که سخن گوی نيروهای ائتلاف اشغالگران عراق اظهارات احمدی نژاد درباره ديدار با يک فرمانده آمريکايی را رد کرده است، خبرنگار «تابناک»، ادعا کرد که اطلاعاتی درباره فردی که با رئيس جمهور ديدار کرده، به دست آورده است.
بنا بر اين گزارش، «عبداللطيف ريان» سخن گوی نيروهای چندمليتي در عراق در تماس تلفنی با شبکه «العربيه»، ملاقات فرماندهان وابسته به اين نيروها در کشور عراق با آقای احمدی نژاد، رئيس جمهوری ايران را نفی کرد و گفت: «اين ادعا بی اساس است.»
وی با اشاره به اين كه نيروهای ائتلاف و فرماندهی آنان اطلاعی از اين موضوع ندارند، گفت: رئيس جمهوری ايران با حمايت دولت عراق به اين كشور سفر كرد و دولت عراق از برنامه سفر وی آگاه بوده و بر آن نظارت داشت.
اما بنا بر اظهار يک منبع عراقی، کسی که موفق شده در فرودگاه بغداد با رئيس جمهور ايران عکس يادگاری بگيرد، مترجم ژنرال پترائوس، فرمانده ارشد نيروهای آمريکايی در عراق بوده است. وی که هم چون بسياری از ديگر عوامل ارتش آمريکا معمولا دوربين عکاسی همراه خود دارد، در فرودگاه بغداد متوجه حضور دکتر احمدی نژاد شده و خواستار گرفتن عکس يادگاری با وی شده است. وی يک آمريکايی فلسطينی تبار است و به زبان عربی نيز مسلط است.
اين منبع عراقی درباره محتوای سخنان رد و بدل شده ميان اين عامل ارتش آمريکا با رئيس جمهور کشورمان اظهار بی اطلاعی کرد. (تابناک، ۲۴ تير ۱۳۸۷)
قصد ترور احمدی نژاد در ایتالیا؟
ابوالفضل ظهره وند، سفیر حکومت اسلامی ایران در ایتالیا که از طرفداران متعصب احمدی نژاد نیز هست به خبرگزاری جمهوری اسلامی، ايرنا، 1 یولی 2008، گفته است: «موضوع سوء قصد عليه رييس جمهوری اسلامی ايران در سفر به رم توهم توطئه نبوده و صحت دارد.»
وی به خبرگزاری جمهوری اسلامی، ایرنا، گفته است: شدت يا ميزان اشعه دستگاه ايکس رای نصب شده در محل اقامت رييس جمهوری اسلامی بيش تر از حد معمول بود .
ظهره وند، ميزان اشعه دستگاه های ايکس رای در ايتاليا را ۳۰۰ واحد اعلام کرد و گفت: «کمی بعد ميزان اشعه دستگاه مذکور به بيش از ۵۵۰ رسيد و به مرور افزايش يافت و به ۸۰۰ رسيد.»
سفير حکومت اسلامی ايران، می گويد: «ابتدا به خرابی دستگاه مشکوک شديم و به فرض اين که دستگاه خراب است، دستگاه ديگری به محل آورديم اما معلوم شد که مشکل از دستگاه نيست و ظاهرا اشعه از جايی کنترل می شد.» وی که از افراد نزديک به محمود احمدی نژاد است مدعی شده است که در زمان ورود رييس جمهوری اسلامی به محل اقامت خود ميزان اشعه دستگاه به بالای هزار رسيد، «به طوری آثار ناشی از شدت اشعه در محيط داخل ساختمان کاملا احساس شد.»
«کشف توطئه» سوء قصد به جان محمود احمدی نژاد در ايتاليا، نخستين بار توسط يکی از مشاوران وی مطرح شد. اين خبر چند روز پس از سخنرانی رييس جمهوری اسلامی منتشر شد که در جمع روحانيون قم از طرح ربودن خود توسط نيروهای آمريکايی در جريان سفرش به عراق خبر داده بود .
شهاب نیوز، در تاریخ 3 تیر 1387، در مورد طرح ترور احمدی نژاد در ایتالیا نوشت: چند روز پس از آن که رئیس جمهور اعلام کرد «دشمنان» ملت قصد داشته اند وی را در جریان سفر به عراق ترور کرده و بربایند، یکی از مشاوران رئیس جمهور از طرح ترور آقای احمدی نژاد در جریان اجلاس فائو در ایتالیا خبر داد.
به گزارش خبرگزاری فارس، علی ذبیحی مشاور رئیس جمهور در امور نیروی انسانی طی سخنانی در مسجد علی ابن ابیطالب تبریز گفت: اقدامات آقای احمدی نژاد طی سه سال گذشته موجب شد كه منافع نامشروع بسیاری از قدرت های خارجی و حتی محافل داخلی به خطر افتاده و آسیب جدی ببیند از این رو برخی به فكر بركناری یا ترور رئیس جمهور افتادند كه افشای توطئه ربودن رئیس جمهور در سفر به عراق و توطئه ترور ایشان در اجلاس فائو از آن جمله است كه هر دو نیز به خواست خداوند در نطفه خفه شد...
ذبیحی، در ادامه خطاب به مدعیان ولایت فقیه و نظام گفت: چگونه از ولایت فقیه دم می زنید اما به فرمایشات مقام عظمای ولایت در زمینه ضرورت حمایت از دولت توجه نمی كنید.
لازم به یادآوری است که در مقطع سفر احمدی نژاد به ایتالیا، برای شرکت در نشستی که سازمان ملل برای بررسی بحران افزایش قیمت غذا برگزار کرده بود، اغلب روزنامه های ایتالیایی با چاپ سرمقالات، مقالات، عکس ها و کاریکاتورهایی احمدی نژاد را در نز افکار عمومی مردم ایتالیا رسوا کردند. روزنامه های «کوریره دلا سرا»، «لارپابلیکا»، «ایل رفورمیستا»، «لا استامپا»، «لانیتا»، «ایل فولیو»، «ایل ماساجرو» و «ایل جورناله» از جمله روزنامه هایی بودند که در مورد جنایات احمدی نژاد و حکومت اسلامی ایران مطالبی را انتشار دادند. در همین رابطه، روزنامه کوریره دلاسرا با انتشار گزارشی تحت عنوان «درها به روی احمدی نژاد بسته می شود» اعلام کرد که نخست وزیر ایتالیا درخواست ملاقات رئیس جمهور ایران را رد خواهد کرد. در بخشی از این گزارش آمده است: «فرانکو فراتینی وزیر امور خارجه ایتالیا با برخوردی بسیار دیپلماتیک در کنفرانس مطبوعاتی اعلام می کند که رئیس جمهور ایران هیچ ملاقات دو جانبه ای با دولت ایتالیا نخواهد داشت چرا که در روزهای آتی برنامه دیدارهای نخست وزیر ایتالیا به طور کامل پر است و بنابراین در صورت وجود چنین درخواستی نیز ملاقات بین آن ها امکان پذیر نخواهد بود.» هم زمان، روزنامه لارپوبلیکا، نوشت: «اگرچه واتیکان تاکنون هیچ اظهار نظر رسمی درباره درخواست ملاقات احمدی نژاد نکرده است، ولی همین که اعلام کرده تمام قرار ملاقات های پاپ در روزهای کنفرانس کامل شده، نشان از این است که دیداری بین احمدینژاد و بندیکت شانزدهم صورت نخواهد گرفت.»
روزنامه «ایل رفورمیستا» نیز روز دوشنبه با انتشار یک فراخوان عمومی از دولت ایتالیا و سیاستمداران این کشور خواست اعتراض خود را نسبت به سیاست های دولت ایران اعلام کنند. فرانکو فراتینی وزیر امور خارجه ایتالیا در نامه ای به سردبیر این روزنامه ضمن اعلام حمایت از محتوای فراخوان مزبور نوشت: «هر چند به عنوان یکی از اعضای دولت نمی توانم این فراخوان را امضا کنم ولی به طور خاص حمایتم از محکوم کردن هرگونه اظهاراتی که حق وجودی کشور اسرائیل و یا واقعیت تاریخی هولوکاست را نفی کند اعلام میکنم.»
روزنامه ایل رفورمیستا هم در سرمقاله خود ضمن محکوم کردن دولت ایران برای زیرپا گذاردن مداوم حقوق بشر در این کشور از دولت ایتالیا خواست هیچ دیداری با ریاست جمهوری ایران صورت ندهد.
همه مقامات ایتالیایی، حتی مقامات واتیکان نیز هیچ گونه دیدار با احمدی نژاد نپذیرفتند. احمدی نژاد، حتی به ضیافت شام کنفرانس فائو که توسط دولت ایتالیا برگزار شده بود، دعوت نشد. فضا به حدی برای احمدی نژاد سنگین بود که وی مجبور شد سفر خود را نیمه تمام بگذارد و به تهران برگردد.
خبرگزاری های داخلی و بین المللی روز سه شنبه 14 خرداد 1387، نوشتند: محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری ایران در حالی روز سه شنبه وارد رم، پایتخت ایتالیا شد که به نوشته رسانه های این کشور، نام او به همراه نام رییس جمهوری زیمباوه، از فهرست میهمانان ضیافت شام سه شنبه شب سازمان ملل خط خورده است.
احمدی نژاد، در سفر به ایتالیا که اولین سفر اروپایی وی بود آن چنان سراسیمه شده بود که سفر خود را نیمه تمام گذاشت و بلافاصله به تهران برگشت.
بدین ترتیب، ادعاهای احمدی نژاد، مبنی بر طرح ربودن وی در عراق توسط آمریکایی ها، قصد ترور وی در ایتالیا، به حدی ادعاهای بی پایه و اساس بودند که نه تنها توجه هیچ کسی را جلب نکرد، بلکه حتی واکنش برخی از هواداران خود احمدی نژاد را را نیز در پی داشت. هم چنین هیچ سند و مدرکی نیز که نشان بدهند این ادعاها واقعی بودند نه توسط احمدی نژاد و نه توسط هیچ دولت و رسانه دیگری در اختیار افکار عمومی قرار داده نشده است. بنابراین، همه این ادعاها را نیز باید در کنار ادعاهای وی در رابطه با افسانه ای به نام امام زمان، حکومت اسلامی جهانی، نفی هولوگاست و غیره قرار داد. این ادعاها تنها سوخت و ساز درونی در جناح بندی ها حکومت اسلامی و رقابت های آن ها و تحریک و به گرو گرفتن تعصبات حزب الله در بقای قدرت دارند و در دنیای واقعی معنی و مفهوم پوچ و خاصیتی دارند.
نتیجه گیری
روایت ها و داستان های امام زمان که خرافات مذهبی را به اوج خود می رساند در طول تاریخ ایران، همواره توسط روحانیون شیعه و حکومت ها با تبلیغات گسترده دولتی و محافل مذهبی و با اختصاص بودجه های کلان تبلیغ و ترویج و بازتولید شده اند، اساسا در پشت این تبلیغات به غایت خرافی، حفظ منافع اقتصادی، سیاسی و اجتماعی روحانیون و حکومت ها نهفته است.
بر اساس حدیثی از محمد پیامبر مسلمانان نقل است که «ایشان فرموده اند... مهدی از نسل من و از فرزندان فاطمه (س) است نام او نام من و نام پدرش نام پدر من است... بنابراین هیچ مسلمانی منکر آمدن مهدی نیست اما تنها شیعیان هستند که معتقدند او هم اینک زنده است! اما جالب است که در قران، هیچ آیه ای در مورد زنده بودن امام زمان و حتی آیه ای که مستقیما به آمدن این فرد اشاره کند نیز وجود ندارد. بنابراین، همه داستان هایی که در مورد کلیه مذاهب وجود دارد غیرواقعی، خرافی و ساخته و پرداخته طهن بشر است. از جمله داستان هایی که در مورد موجودی خیالی به نام «امام زمان» وجود دارد.
حکومت اسلامی ایران که از همان آغاز به قدرت رسیدنش تاکنون ده ها هزار انسان را ترور و اعدام کرده، زنان را از ابتدایی حقوق انسانی شان محروم نموده، و سی سال است که رعب و وحشت آن با هدف ارعاب جامعه، هم چنان در جریان است، این حکومت را سرپا نگاه داشته است نه خرافات امام زمانی. در واقع سران حکومت اسلامی، با قدرت اقتصادی قوی و با توسل به انواع و اقسام نیروهای سرکوبگر و به کارگیری همه وحشی گری ها علیه بشریت، حاکمیت خود را حفط کرده اند. دامن زدن به خرافات امام زمانی نیز در جهت جلب حمایت و پشتیبانی مردم عقب نگه داشته شده مذهبی از این حکومت و تحریک احساسات آن ها صورت می گیرد.
بنا به گزارش خبرگزاری های داخلی، علی اکبر يساقی با تاکيد بر اين که جمعيت زندانيان در زندان های ايران بين ۱۴۰ تا ۱۵۰ هزار نفر نوسان دارد، گفت: متوسط تعداد زندانيان در ایران نسبت به آسيا و جهان بالاتر است. در ايران به ازای هر ۱۰۰ هزار نفر ۲۰۰ نفر زندانی، در آسيا به ازای هر ۱۰۰ هزار نفر ۱۴۰ نفر زندانی و در جهان به ازای هر ۱۰۰ هزار نفر ۱۸۴ نفر زندانی هستند .
در حکومت اسلامی، زمانی که «متهم» در اولين روزهای بازداشت و در مراحل تحقيق از حق داشتن وکيل برخوردار نيست. کم نیستند زندانیانی که زیر بازجویی معلول و یا برای همیشه فلج می شوند و یا جان خود از دست می دهند. حتی برخی از زندانیان مورد تجاوز شکنجه گران قرار می گیرند. متهمان در طول هفته، فقط سه بار و هر بار ۴۵ دقيقه حق تنفس در هوای آزاد را دارند.
یا به اقرار علیزاده، از مسئولین رده بالای دستگاه قضایی حکومت اسلامی، سالانه حدود هشت ميليون پرونده در دستگاه قضائی رسيدگی می شود كه حدود هفت ميليون پرونده آن در مراحل بالاتر رسيدگی می شود...» (تابناک، تير ۱۳۸۷)
در تازه ترین اخبار در مورد وحشی گری های حکومت اسلامی، کميته گزارشگران حقوق بشر، 31 تیر 1387، اعلام کرده است: سه متهم به سرقت توسط دادگاه بعثت شهرستان کرج به قطع انگشتان دست محکوم شدند. علی ۳۹ ساله، صفرعلی ۳۵ ساله و رحمتالله ۴۰ ساله شهريور ماه سال گذشته در آذربايجان و تهران دستگير شده اند.
هر سه متهم هفته گذشته توسط رئيس شعبه ۱۱۴۷ دادگاه بعثت به استناد مواد ۱۹۷، ۱۹۸، ۱۹۹، ۲۰۰، ۲۰۱ و ۶۶۷ قانون مجازات اسلامی به قطع چهار انگشت دست راست (به طوری که کف دست و شست، باقی بماند) ۳ سال حبس تعزيری، ۷۴ ضربه شلاق، جريمه نقدی و رد اموال مالباختگان محکوم شدند. متهمين هماکنون در زندان رجايی شهر شهرستان کرج هستند.
روزنامه گاردين، چاپ بريتانيا، از صدور چندين مورد حکم سنگسار در ايران خبر داده است. در گزارشی که در شماره روز 21 ژوئيه 2008 گاردين به قلم رابرت تيت و نوشين حسينی منتشر شده آمده است که هشت زن و يک مرد در ايران به جرم زنا به سنگسار محکوم شده اند.
دستگاه قضايی حکومت اسلامی، روز شنبه 1 مرداد 1387، سه تن دیگر را در بوشهر حلق آویز کرد. رسانه های حکومتی، نوشتند شش نفر از متهمان اين پرونده در سال 1385 با حكم دادگاه كيفری استان بوشهر به اتهام تجاوز به عنف به اعدام محكوم شدند. اين حكم چندی پيش برای 3 محكوم اين پرونده اجرا شد و صبح امروز نيز 3 محكوم ديگر به دار آويخته شدند.
خبرگزاری حکومتی فارس 1 مرداد 1387، نوشت: فرمانده انتظامی شهرستان دامغان گفت از ابتدای امسال تاكنون 47 هزار نفر از عاملان توزيع مواد مخدر و عاملان مصرف در شهرستان دامغان دستگير شدند.
این آمار در این شهرستان کوچک قبل از هر چیز ابعاد گسترده فاجعه انسانی را نشان می دهد. در واقع صدها هزار نفر در آن جا معتاد هستند که فقط 47 هزار نفر از عاملان توزیع آن دستگیر شده اند؟!
براساس آمارهای منتشر شده، ایران در نیمه نخست سال 2008 ، 54 میلیارد دلار از محل فروش نفت درآمد كسب كرده كه این رقم برابر با درآمد نفتی ایران در 12 ماه سال قبل است. اما قیمت اجناس مورد نیاز مردم در بازار، روزبروز به طور سرسام آوری افزایش می یابند. اکنون قیمت برنج 6000 تومان، گوشت 12 هزار تومان، تخم مرغ 200 تومان و یا آپارتمان متری حداقل 6 میلیون تومان است. آیا مسئولیت این هم وحشی گری و گرانی به عهده امام زمان است یا خامنه ای و احمدی نژاد و...؟!
اخیرا کمال دانشیار، رئيس کميسيون انرژی در مجلس هفتم شورای اسلامی، ميزان فروش نفت در سال های پس از انقلاب را حدود 800 ميليارد دلار اعلام کرد و گفت؛ اگر اقتصاد سالم و کارآمدی شکل گرفته بود، حداقل سالی 10 درصد بازدهی داشتيم يعنی 80 ميليارد دلار بايد سود نصيب کشور می شد.
واقعیت ها حاکی از آن است که حکومت اسلامی ایران، به عنوان درنده خوترین حکومت در جهان، با سانسور و اختناق و جنایات بی شمار علیه بشریت و با غارت و چپاول منابع طبیعی جامعه و حق مردم محروم و مزدبگیر حکومت امام زمانی خود را حفظ کرده است.
آفتاب یزد، یک شنبه 23 تیر 1387، درباره فقر در ایران، نوشت: عضو كميسيون برنامه و بودجه مجلس با بيان اين كه طبق استانداردهای سازمان ملل افراد زير خط فقر شديد بايد حداقل روزی 2 دلار درآمـد داشـتـه بـاشـند، گفت: افراد تحتپوشش كميته امداد و بهزيستي به طور متوسط، ماهانه 37 هزار تومان مستمری دريـافـت مـی كـنـنـد كـه روزی 1200 تـومان می شود. ثروتی در گفتگو با فارس اظهار داشت: در حال حاضر 6 ميليون نفر از افراد تحت پوشش كميته امداد امام (ره) و سازمان بهزيستی به طور متوسط ماهانه 37 هزار تومان دريافت می كنند يعنی درآمدی نصف خط فقر شديد دارند. اگر اين افراد برای زنده ماندن نيازمند درآمد 2 دلار در روز باشند بايد ماهانه 60 هزار تومان مستمری دريافت كنند. وی تصريح كرد: علاوه بر اين 6 ميليون نفری كه تـحـت پـوشـش نـهـادهـای حـمـايـتـی هستند 6 ميليون نفر ديگر نيز پشت نوبت دريافت حمايت های سازمان هستند كه در مجموع 12 ميليون نفر می شوند. از سوی ديگر بر اساس تورم های موجود 2 ميليون نفر زير خط فقر شديد رفته اند كه در كل تعداد افراد زير خط فقر شديد در كشور 14 ميليون نفر می شود.
بررسی مقايسه ای آمارهای اعلامشده توسط بانك مركزی، از قيمت خرده فروشی مواد غذايی در هفته منتهی به 21/4/87 و هفته منتهی به 22/4/86 از تورم 82/45 درصدی مواد غذايی خبر می دهد. به گزارش خبرنگار «تابناك»، 24 تیر 1387، اين رقم ميانگين تورم متوسط يازده گروه از مواد غذايی است كه قيمت آن ها در سايت بانك مركزی درج شده است. در اين ميان گروه برنج با 238 درصد، ركورددار تورم مواد غذايی است و تورم ديگر گروه های مواد غذايی به اين شرح است:
شاخص های فوق در حالی به دست آمده اند که قيمت های فرض شده توسط بانک مرکزی در بسياری از موارد مربوط به سال های قبل است. برای مثال، قيمت کره و پنير پاستوريزه در گزارش های مذکور طی يک سال گذشته تقريبا ثابت فرض شده اند. در حالی که قيمت اين کالاها در هفته های اخير حتی توسط شرکت دولتی پگاه 30 تا 50 درصد گران تر از سال گذشته به فروش می رسند.
روزنامه اعتماد، دوشنبه، 31 تیر ماه 1387 برابر با 21 ژوئیه 2008، خبر داد: دامنه هدفمند کردن يارانه ها، صنعت برق را نيز گرفت و قرار است در شش ماهه دوم سال جاری قيمت برق مشترکين 400 درصد افزايش پيدا کند. اين خبر را روز گذشته محمد احمديان معاون وزير نيرو در جمع خبرنگاران منتخب می گويد؛ قيمت هر کيلو وات ساعت برق برای مشترکان در حال حاضر 16 تومان است که پس از هدفمند شدن يارانه ها قيمت هر کيلووات ساعت برق از مرز 77 تومان می گذرد. معاون وزير نيرو می افزايد؛ بنای دولت بر اين است که اصلاحات اساسی اقتصاد در هفت محور که يک محور آن هدفمند کردن يارانه ها است انجام شود. اين طرح يک بسته کلی خواهد بود و هر اصلاحی در قالب آن طرح، قيمت برق و گاز را تعيين تکليف خواهد کرد.
بدین ترتیب، علاوه بر ریخت و پاش ها و دزدی ها و چپاولگری های سران و نزدیکان حکومت اسلامی، بخش عظیم بودجه سالانه کشور به ارگان های سرکوب هم چون سپاه پاسداران، بسیج، تبلیغات اسلامی، خرید سلاح های کشتار جمعی و ... اختصاص داده می شود؛ در حالی که به عرصه های خدمات اجتماعی و آموزش و پرورش بودجه های ناچیزی اختصاص می دهند و میلیون ها کودک و نوجوان و جوان را از تحصیل و آموزش محروم می کنند.
همان طور که تاکید کردیم سران حکومت اسلامی ایران، بخش اعظم بودجه کشور را به نیروهای سرکوبگر اختصاص می دهند. برای مثال، فرمانده بسيج، از افزايش ۲۰۰ درصدی بودجه «پايگاه های مقاومت بسيج» در سال ۸۷ خبر داد. حسن طائب، فرمانده بسیج، می گوید: با توجه به اين که محور قرار گرفتن پایگاه های بسیج «جزء سياست های جديد فرمانده کل سپاه است»، بنابر این «بيش تر بودجه سال جاری» به پايگاه های مقاومت اختصاص یافته است.
هفته نامه صبح صادق، ارگان دفتر سياسی سپاه نيز، بدون ذکر رقم بودجه بسيج در سال ۸۷، افزايش بودجه اين نيروی وابسته به سپاه پاسداران را تایید کرده است. نشريه داخلی سپاه پاسداران از قول فرمانده بسيج خبر داد که بسيج، بخش زير ساخت ها، اردوگاه سازی، ساخت کانون های فرهنگی- ورزشی در سطح شهرستان ها، و مساجد را نيز با کمک خيریه دنبال می کند.
رشد بودجه بسيج به دنبال آن صورت می گيرد که فرمانده کل سپاه يکی از اهداف تغييرات ساختاری اخير اين نيرو را رسيدن به وضعيت «پايگاه محوری» اعلام کرد.
بودجه بسيج در کنار بودجه نظامی جمهوری اسلامی، از سال ۸۵ تاکنون با روندی صعودی مواجه شده است. نشريه داخلی سپاه پاسداران از قول فرمانده بسيج خبرداد که بسيج بخش زيرساخت ها، اردوگاه سازی، ساخت کانون های فرهنگی- ورزشی در سطح شهرستان ها، و مساجد را نيز با کمک خيریه دنبال می کند.
پس از آغاز دوره رياست جمهوری محمود احمدی نژاد، در اولين لايحه بودجه دولت نهم اعتبارات پيشنهادی برای بسيج ۱۷۳ ميليارد تومان اعلام شد.
در سال ۸۵ ، دولت در لايحه بودجه، بسيج را به عنوان يکی از پيمانکاران طرح های عمرانی دولتی به رسميت شناخت، و بخش قابل توجهی از بودجه ۱۸ هزار ميليارد تومانی بودجه عمرانی کشور را تحت عنوان پروژه های واگذار شده به بسيج، به اين نيرو واگذار کرد.
اقدامی که در سال ۸۶ نيز مجلس هفتم آن را به طور رسمی تصويب کرد و سازمان بسيج اقتصادی رسما به عنوان شاخه اقتصادی بسيج و يکی از مجريان اصلی طرح های عمرانی دولت اعلام معرفی شد.
در کنار افزايش ۲۰۰ درصدی بودجه پايگاه های بسيج، بنابر ضوابط مالی بودجه سال ۸۷ که از سوی دولت محمود احمدی نژاد به سازمان ها و وزارتخانه ها ابلاغ شد، «دستگاه های اجرایی موظف اند: هزينه های مربوط به انجام فريضه نماز و امور دينی، پايگاه های بسيج اداره ها و کمک به برگزاری مناسبت های ملی و مذهبی و ترويج فرهنگ ايثار و شهادت را در قالب سقف اعتبار اعلام شده پيش بينی کنند.»
مسئول امور هماهنگی «ايثارگران» کشور نيز در هفته دوم تير ماه امسال به واحد مرکزی خبر گفت که غير از بودجه تعيين شده، ۵۰ ميليارد تومان ديگر برای کمک به بسيجيان بيکار در اختيار بسيج قرار گرفته است.
فرماندهان سپاه پاسداران رقم دقيق بودجه بسيج در سال ۸۷ را اعلام نکرده اند اما در ماده واحده قانون بودجه سال ۸۷ ميزان بودجه تعيين شده برای بسيج ۲۷۱ ميليارد تومان اعلام شده است.
سرمايه، 31 تیر 1387، درباره کسر بودجه آموزش و پرورش، نوشت: هنوز نيمه اول سال به پايان نرسيده که بزرگ ترين عدد کسر بودجه سال جاری دولت به نام آموزش و پرورش رقم خورده است. بنا بر گزارش های رسيده بودجه آموزش و پرورش به ميزان 4/12 درصد کل هزينه های جاری دولت دچار کسری شده است. بودجه جاری دولت برای سال 87 حدود 60 هزار ميليارد تومان و بودجه برآورد شده طبق قانون برای آموزش و پرورش معادل هشت هزار و 300 ميليارد تومان است. اين ميزان کسر بودجه برای آموزش و پرورش که بيش از 80 درصد بودجه فعلی آن است، تعجب کارشناسان را برانگيخته است. برخی از آن ها می پرسند با توجه به اين که هنوز در نيمه اول سال قرار داريم، آيا اين رقم چند برابر نخواهد شد و ديگر بخش های اقتصادی کشور را در بر نخواهد گرفت؟ با توجه به حدود 17 ميليون نفر دانش آموزی که هم اکنون در مقاطع مختلف در حال تحصيل هستند، اين رقم از کسر بودجه برای هر دانش آموز معادل 490 هزار تومان برآورد می شود.
فقر و محرومیت نه تنها سبب شده است که میلیون کودک از تحصیل و یادگیری علم و دانش و هنر محروم شوند، بلکه آن ها مجبورند برای کمک به خانواده های خود به کارهای سخت و زیان آور با ساعات کار طولانی و دستمزد کم تر تن بدهند.
ایسنا، روز دوشنبه 31 تیر 1387، نوشت، مديرعامل انجمن حمايت از حقوق كودكان با استناد به آمارهای منتشر شده سال 85 توسط مركز آمار ايران اعلام كرد: از مجموع 13 ميليون و 253 هزار كودك رده سنی 10 تا 18 سال كشور در سال 85، سه ميليون و 600 هزار كودك خارج از چرخه تحصيل و يك ميليون و 700 هزار كودك به صورت مستقيم درگير كار بودند.
فرشيد يزدانی، ضمن اعلام اين خبر كه آن را هشداری جدی برای مسئولان بالاخص مديران وزارت آموزش و پرورش دانست، در مورد افزايش جمعيت كودكان كار نسبت به سال 75، گفت: در سال 75، حدود 11 درصد از كودكان 10 تا 18 سال كشور جزو كودكان كار بودند كه اين رقم با افزايش، به 7/12 درصد (يك ميليون و 660 هزار نفر) در سال 85 رسيده است. اين در حالی ست كه تعداد كودكان اين رده سنی، نسبت به سال 75 كاهش يافته است.
مديرعامل انجمن حمايت از حقوق كودكان، افزود: علاوه بر وجود يك ميليون و 600 هزار كودك كار در كشور، 915 هزار كودك با عنوان «كودك خانه دار» توسط مركز آمار ايران ثبت شده است كه حدود 904 هزار نفر از آن ها را دختران و مابقی را پسران تشكيل می دهند.
وي با اذعان به اين كه عمده كودكان خانه دار، كودكانی هستند كه به دليل ازدواج زودهنگام، خانه دار شده اند، تاكيد كرد: عده ديگری از اين كودكان را كودكان بازمانده از تحصيل تشكيل می دهند. بنابراين، می توان گفت در مجموع حدود دو ميليون و 700 هزار كودك در كشور مشغول كار هستند.
يزدانی، با تفكيك نسبت جنسيتی يك ميليون و 670 هزار كودك كار در ایران گفت: 3/19 درصد آن ها پسر (يك ميليون و 300 هزار نفر) و 8/5 درصد (370 هزار نفر) را دختران 10 تا 18 سال تشكيل می دهند.
وي در ادامه در مورد آمار كودكان خارج از چرخه تحصيل نيز گفت: حدود 27 درصد (حدود چهار ميليون نفر) از كودكان رده سنی ياد شده، در سال 75 خارج از چرخه تحصيل قرار داشتند كه اين رقم در سال 85 با افزايش نيم درصدی به 5/27 درصد (سه ميليون و 600 هزار نفر) رسيده است.
به گفته مديرعامل انجمن حمايت از حقوق كودكان، 3/29 درصد (يك ميليون و 800 هزار نفر) از دختران و 4/26 درصد (يك ميليون و 800 هزار نفر) از پسران در سال 85 خارج از چرخه تحصيل قرار داشته اند.
حکومت اسلامی، آزادی بیان و قلم را را نیز به مسلخ برده است. خبرگزارى فارس، 1 مرداد 1387، نوشت: رئيس اتحاديه ناشران و كتاب فروشان تبريز می گويد دخالت دولت در چرخه نشر باعث شده كتاب فروشى روز به روز در ايران لاغرتر شود، به گونه اى كه الان در 9 استان كشور حتى 3 كتاب فروشى هم وجود ندارد. سعيد جلالی، رئيس اتحاديه ناشران و كتاب فروشان آذربايجان غربى عصر روز گذشته در اجلاس فصلى اتحاديه ناشران و كتاب فروشان سخن می گفت، موضوع اتحاديه ناشران و كتاب فروشان تهران درباره كتاب فروشى و مشكلات اين حرفه در ايران بود.
جلالى، در صحبت هاى خود به اولين سرشمارى ايران در سال 1335 و آخرين سرشمارى در سال 1385 اشاره كرد و گفت: شهر تبريز در سال 1335، 30 كتاب فروشى داشته و اين در حالى است كه در سال 1385 تعداد كتاب فروشی ها در اين شهر به 28 باب كاهش يافته است. به گفته وى در سال 1335 جمعيت تبريز حدود 289 هزار نفر بوده و در سال 1385 اين جمعيت به يك ميليون و 400 هزار نفر رسيده است. وى گفت: دانشگاه تبريز در سال 1335 تنها با دو رشته ادبيات و علوم پزشكى 900 نفر دانشجو داشته ولى در سال 1385 تعداد دانشجويان به 66 هزار نفر رسيده است.
رئيس اتحاديه ناشران و كتاب فروشان تبريز، هم چنين گفت: در ايران 9 استان هست كه زير يك ميليون نفر جميعت دارد و جمعيت تمامى آن ها حدود 8 ميليون نفر است. با اين حال تمام اين استانها حتى 3 كتاب فروشى هم ندارند. جلالى اصلی ترين دليل كاهش كتاب فروشی ها در ايران را دخالت دولت در امر شبكه كتاب عنوان كرد. به گفته وی، وقتی كتابى در اينترنت معرفى می شود بعد از گذشت 6 ماه هيچ تضمينى براى يافتن و ارسال آن كتاب به مشترى وجود ندارد.
بدین گونه برخلاف ادعاها و وعده های پوچ و دروغین احمدی نژاد، مبنی بر آوردن «پول نفت بر سر سفره مردم»، بیکاری و بحران های اجتماعی در سراسر جامعه ایران نسبت به گذشته، افزایش بیش تری یافته و به موقعیت غیرقابل تحملی رسیده است.
نظرسنجی های رسمی و غیررسمی، حاكی از عدم اعتماد مردم به «طرح تحولات اقتصادی» دولت احمدی نژاد است. دستمزدهای پایین نیز به موقع پرداخت نمی گردد. تورم و گرانی کمرشکن شده است. اما با این وجود احمدی نژاد، باز هم بی شرمانه و وقیحانه روز سه شنبه 1 مرداد 1387- 22 ژوئیه 2008، وعده ای جديد و غيرمنتظره مطرح كرد: «می توانيم به سرعت و در زمان کوتاه تری به اقتصاد اول جهان دسترسی پيدا کنيم.»
احمدی نژاد، اين سخنان را در جلسه ای بدون حضور خبرنگاران با گروهی از صاحبان سرمایه مطرح كرد. گزارش اين جلسه به منظور بررسی ابعاد طرح تحول اقتصادی تشكيل شده بود، تنها در پايگاه اطلاع رسانی رياست جمهوری قرار گرفت و همه خبرگزاری ها نيز به نقل از اين منبع به انتشار خبر سخنان احمدی نژاد پرداختند.
به گزارش اين پايگاه اطلاع رسانی، احمدی نژاد در اين جلسه، اضافه كرد: «ما می توانيم به سرعت و در زمان کوتاه تری به اقتصاد اول جهان دسترسی پيدا کنيم... اقشار و صنوفی که فشارهای سياسی، بانکی، اقتصادی و هياهوها و تهديدات را تحمل می کنند و با تلاش روز افزون باعث می شوند آثار اين گونه فشارها در جامعه محسوس نباشد اين عده يقينا در شرايط مناسب و آرام اقتصادی، می توانند اقتصاد کشور را به رتبه اول جهان برسانند.»
يك سايت خبری اينترنتی بر اساس نتايج يك نظرسنجی، از بدبينی مردم به طرح تحول اقتصادی مورد نظر احمدی نژاد خبر داد. به نوشته سايت حکومتی نوانديش، 71 درصد از كاربران اين سايت در پاسخ به سئوال نظرسنجی در خصوص طرح تحول اقتصادی تاكيد كردند كه: «اين طرح را عملي و مفيد به حال مردم نمی دانند.» به نوشته اين سايت، 17 درصد از شركت كنندگان نيز در پاسخ به سئوال اين نظرسنجی مبنی بر اين كه «آيا طرح تحول اقتصادی دولت را عملی و مفيد به حال مردم می دانيد؟» از محتوای اين طرح ابراز بی اطلاعی كردند و بدين ترتيب تنها 11 درصد از طرح دولت حمايت كردند.
اين نتايج در حالی در اينترنت منتشر شده است كه احمدی نژاد در جلسه اخير با فعالان اقتصادی، با تكرار ادعای عجیب درباره حمايت و آمادگی مردم برای اجرای طرح تحول اقتصادی، گفته است: «فشارهايی که برخی در داخل و خارج کشور قصد دارند در برابر پيشرفت مردم ايجاد کنند به هيچ وجه مانع حرکت رو به پيشرفت ملت بزرگ ايران اسلامی نخواهد شد.»
بنا به گزارش روزنامه اعتماد، 3 مرداد 1387 - 24 ژوئیه 2008، نرخ تورم در سال جاری به 4 / 26 درصد رسيده است. به گفته کارشناسان ايران سال هاست به رکود تورمی دچار است و اين به معنای افزايش بيکاری، همراه با بالا رفتن نرخ تورم و گرانی است. از نمودهای بيکاری مزمن، افسردگی اجتماعی است. مرکز پژوهش هاي مجلس نيز به تازگی در گزارشی نسبت به افزايش تورم و بيکاری هشدار داده و آن را از چالش های اصلی اقتصاد ايران دانسته است. هم زمان با آن معاون سلامت وزارت بهداشت از افزايش نرخ رشد جمعيت کشور خبر داده است. بيش ترين تعداد جمعيت کشور به گفته او در گروه سنی ميان 15 تا 29ساله هاست. اين گروه نياز مبرم به امکانات آموزشی و سپس اشتغال دارد. بيکاری از يک سو و تورم از سوی ديگر مشکلاتی هستند که به موازات هم در ايران در حال رشد هستند. نرخ تورم در ايران در سال جاری به 4 / 26 درصد رسيده است. کارشناسان می گويند ايران سال هاست به رکود تورمی دچار است و اين به معنای افزايش بيکاری، همراه با بالا رفتن نرخ تورم و گرانی است. درآمد ايران از نفت به رقمی معادل 8 / 78 ميليارد دلار در سال 86 رسيده است. استفاده از اين درآمد بي سابقه در ريخت و پاش های دولتی و در اقدامات غيرمولد است. اين نحو هزينه کردن مانع از مهار بيکاری فزاينده شده است.
امروز اکثریت مردم ایران، از وعده های دروغین نماینده و سخن گوی فعلی در قدرت امام زمان، یعنی احمدی نژاد، در همه عرصه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جان شان به لب شان رسیده است. هم چنین به لحاط باورهای مذهبی، افسانه و خرافه امام زمان، در حالی که مورد تایید همه جناح های حکومت اسلامی و به اصطلاح «روشنفکران اسلامی» نیز است. بنابراین، اساس ریشه اصلی اختلافات این جناح ها، نه در تبلیغات خرافات اسلامی، بلکه در دنیای واقعی رقابت اصلی آن ها در تقسیم قدرت آقتصادی و سیاسی و در جهت سهم گرفتن بیش تر از حاکمیت است. بنابراین، مبارزه اصولی و موثر و هدفمند باید بر علیه کلیت این حکومت ستم گر و استثمارگر باید باشد نه بر علیه جناحی از آن.
در چنین شرایطی، به انتظار امام زمان ماندن برای کسی نان و آب و زندگی نمی شود. بیش از 1400 سال است که دستگاه های عریض و طویل روحانیون شیعه، وعده ظهور امام زمان را می دهند تا بازار اقتصادی شان را همواره پررونق نگاه دارند. آن ها از طریق تبلیغ خرافات اسلامی، برای دکان خود مشتری جلب می کنند. امروز برای همه آخوندهای ریز و درشت طرفدار حکومت اسلامی و سران این حکومت، دامن زدن به خرافه امام زمامی، یعنی صدور حکم سرکوب، ترور و قتل عام همه کسانی است که با این حکومت مخالفت می کنند. تبلیغات خرافات اسلامی و عوام فریبی ها برای حفظ و بقای قدرت شان است. و گرنه بسیاری از این آخوندها می دانند که آن ها به مردم فقیر و عقب نگه داشته شده مذهبی وعده های دروغین می دهند. بر خلاف ادعای مذهبیون که زندگی بهتر در آن دنیا، یعنی دنیای پس از مرگ در بهشت را برای مردم وعده می دهند، زندگی پس از مرگ معنی و مفهوم ندارد بنابراین، روحانیون و حاکمان قداره بند حکومت اسلامی، بهشت واقعی را در این دنیا برای خود ساخته اند و بهشت آن دنیا را به مردم وعده می دهند؟! اکنون پس از گذشت سی سال از حاکمیت مذهبیون در ایران، اکثریت مردم این کشور به فقر فزاینده و انواع و اقسام آسیب های اجتماعی دچار شده اند، در حالی که آیت الله ها، سرداران سپاه، بسیج، نیروهای انتظامی، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، خبرگان، شورای نگهبان، بیت رهبری، مراکز مذهبی، امام جمعه ها، وزرا، استاندارها، فرماندارها و...، و خانواده همه آن ها در کاخ ها، ویلاها و آپارتمان های میلیاردی آن چنانی زندگی می کنند و آخرین مدل ماشین های ساخت شرکت های معروف بین المللی زیر پایشان قرار دارد. آن ها، به همه موسسات و منابع طبیعی اقتصادی کشور چنگ انداخته اند و به این ها هم راضی نیستند به قاچاق اجناس و مواد مخدر و سلاح و غیره نیز روی آورده اند، هدف شان جا انداختن هر چه بیش تر خرافات مذهبی در جامعه، برای حفظ منافع اقتصادی، سیاسی و اجتماعی خویش است.
در چنین موقعیتی، اگر مردم عقب نگه داشته شده و فقیر مذهبی لحظه ای تعصب خرافات مذهبی خود را کنار بگذارند و به وضع فلاکت بار خودشان بنگرند، و زندگی خود و فرزندانشان را با موقعیت و زندگی سران ریز و درشت حکومت اسلامی و «آقازاده ها» که در ناز و نعمت می لولند مقایسه کنند، آن موقع شاید به این نتیجه برسند که به جای اتکا به خرافات مذهبی و چشم دوختن به وعده های دروغین خامنه ای، احمدی نژاد و...، عمر خود را در میان صدها فقر و فلاکت و بدبختی در اتتظار ظهور امام زمان و بهشت آن دنیا سپری نکنند و برای بهبود زیست و زندگی خود و ساختن بهشت واقعی در این دنیای خاکی، به قدرت انسانی خود اتکا کنند و در مبارزه طبقاتی در جهت سرنگونی این حکومت جهل و جنایت، و برپایی یک جامعه نوین انسانی شرکت فعالی داشته باشند.
چهارم مرداد 1387 - بیست و پنجم ژوئیه 2008
***************************************************
فوتبال،
نژادپرستی و
مذهب؟!
بهرام
رحمانی
در هفته های
اخیر به
مناسبت
مسابقات جام
ملت های اروپا
(یورو 2008)، تب
فوتبال در
تمام جوامع
بشری به اوج
خود رسید. تيم
ملی فوتبال
اسپانيا، با
پيروزی يک بر
صفر بر تيم ملی
آلمان در بازی
فینال، به
مقام قهرمانی
جام قهرمانی ۲۰۰۸ اروپا دست
يافت.
در این روزها،
ناسیونالیست
ها،
نژادپرستان و
خرافه پرستان
مذهبی به
بهانه دفاع از
تیم ملی خود،
اهداف و سیاست
های غیرانسانی
شان را به نمایش
گذاشتند. بدین
ترتیب، ورزش
به ویژه
فوتبال از
جنبه تفریحی و
سرگرمی آن
خارج شده و به
رقابت در کلیه
عرصه های
اقتصادی، سیاسی تا
باندهای مافیایی
دولتی و غیردولتی
تبدیل شده
است.
در انگستان،
کردهای ناسیونالیست
و پان ترکیست
درگیر شدند؛
نخست وزیر ها
و روسای جمهوری
کشورها در
صفحه تلویزیون
ها ظاهر شدند
و از برتری تیم
خودشان سخن
راندند. در میدان
های فوتبال و
صفحات تلویزیون
ها سرودهای
احساسات ملی
باد زده شد.
گروه های
سازمان دهی
شده هواداران
تیم های مختلف
«هولوگان» ها،
فش های رکیک و
سرودهای
نژادپرستانه
سر دادند.
برای
مثال، در سال 2006
بعد از این که
بازیکن سیاهپوست
انگلیسی در یک
بازی دوستانه در
مقابل اسپانیا
در مادرید
مورد تحقیر
نژادپرستان
قرار گرفت،
سازمان های بین المللی
فدراسیون
فوتبال اسپانیا
را فقط 65000 یورو (100
هزار دلار) جریمه
کرد.
مساله
نژادپرستی در
هواداری از
بازی فوتبال،
به یک مساله
جدی و خطرناکی
تبدیل شده
است. بر این
اساس، هم اکنون
در یورو 2008، یک
اتحادیه
مبارزه با
نژادپرستان
تاسیس شده است
که تبلیغات آن
در تمام بیلبوردهای
استادیومها
دیده می شود.
میشل
پلاتینی، رئیس
یوفا در این
مورد گفته
است: «ما یک
مبارزه بزرگ و طولانی برای
این اقدامات
در راستای
گسترش عزت نفس
و حفظ احترام
افراد انجام داده ایم.
اما تفاوتی بین
مردم و ما که این
اقدامات را
انجام می دهیم
وجود دارد. ما همیشه مسئولیت
را در خود
احساس می کردیم،
که در برابر
مردم و باشگاه
هایی که نژادپرستی
مورد علاقهشان
هست پرطاقت و
مقاوم باشیم.»
پلاتینی،
در ادامه می افزاید: «به نظر من این
یک مساله و
مشکل برای
فوتبال نیست،
این یک مشکل
اجتماعی است. اما با این
وجود این
مساله اجتماعی
تلقی می شود و
در فوتبال نیز
باید با همراهی
مربیان، بازیکنان
و هواداران
نژادپرستی را
به حاشیه
راند.»
البته
تعدادی از
هواداران فوتبال، به این
عرصه نه به
عنوان ورزش،
بلکه به عنوان
یک بازی قمار
و پول ساز می
نگرند و شرط
بندی های زیادی
با تبلیغات وسیع
در رسانه های
بورژوایی
صورت می گیرد،
به همین دلیل
بر سر برد و
باخت تیم های
فوتبال و حتی
فوتبالیست ها
میلیون ها
دلار سرمایه گذاری
می شود و سرمایه
داران در این
عرصه نیز به
رقابت یم
پردازند. آن
ها، گروه های
نژادپرست را
از این کشور
به آن کشور می
فرستند تا به
اصطلاح تیم
خودی را تشویق
کنند و در
صورت لزوم پایان
مسابقات را به
زد و خوردهای
خنین تبدیل
کنند تا زهر
چشم از تیم رقیب
بگیرند. اکنون
سرمایه گذاری
و قمار بر سر
مسابقات
فوتبال به یک
پدیده جهانی
محسوب می شود.
هم چنان که
اورهان
پاموک،
دارنده جایزه
نوبل ادبی، در
گفتگو با اشپیگل،
در جواب این
سئوال که «شش
سال پیش تیم
ترکیه در جایگاه
سوم جام جهانی
قرار گرفت.»،
چنین جواب می
دهد: «بله. اما
بعدا بازیکنان
تیم ملی ما پس
از ناکامی در
شرکت در جام
جهانی ۲۰۰۶ در آلمان،
بازیکنان تیم
سوئیس را مورد
حمله قرار
دادند. این
عمل غیر اخلاقی
و نابخشودنی
بود، به ویژه
روشی که بعدا
روزنامههای
ترکیه در باره
اش نوشتند.
آن ها گناه
ناکامی تیم
ترکیه را به
گردن داوران
بازی
انداختند و به
انواع نظریه
های توطئه
متوسل شدند.
واقعا
وحشتناک است.
این روزها
فوتبال ترکیه
در خدمت اهداف
ناسیونالیسم
قرار دارد،
اما نه در
خدمت مردم.»
در ایران نیز
تحریک
احساسات مذهبی
عاملی تعیین
کننده در عرصه
فوتبال است. در ایران
تحت حاکمیت
حکومت اسلامی،
این بازی به
عرصه ای در
راستای تبلیغ
خرافات اسلامی
و کشمکش و
رقابت جناح های
حکومتی تبدیل
شده است.
اساسا تبلیغ
خرافات مذهبی
به سران حکومت
و آخوندهای ریز
و درشت محدود
نمی شود، بلکه
کسانی هم چون
علی دایی، سر
مربی تیم
ملی ایران،
برای حفظ موقعیت
خود، به
خرافات مذهبی، جادو
و طلسم و
شکستن آن با
دعا و غیره
متوسل شده است.
بنا
به گزارش سایت
حکومتی نواندیش،
«سرمربی تیم
ملی و تیم سایپا
در گفتگویی شایعات
مندرج در
رسانه ها مبنی
بر باطل شدن
طلسم شدن تیم
سایپا و آغاز
بردهای این تیم
را در سال 1386 تایید
کرد.
به گزارش
«نواندیش»، علی
دایی در گفتگو
با ویژه نامه
نوروزی «روزنامه
ایران»
در پاسخ به
سئوالی در
خصوص جادو شدن
تیم سایپا
توسط یک
جادوگر گفته
است: اين عين
واقعيت بود.
يك روز تلفن
همراهم را
روشن كردم و
ديدم از يك خط
اعتبارى
تاليا برايم
پيام كوتاهى
فرستاده شده.
بيش تر اوقات
اين جور پيام
هاى ناشناس را
پاك مى كنم
وسوسه شدم كه
اين يكى را
بخوانم. ديدم
نوشته پسر يك
رمال و
دعانويس است
كه به حج و
زيارت خانه
خدا مى رود،
نوشته بود كه
حلاليت بگيرد.
گفته بود پدرش
دعانويس است
كه از طرف يك
نفر مامور شده
تا تيم ما را
طلسم كند.
حلاليت خواست
چون مى گفت
نان اين پدر
را خورده! ما خيلى
دنبال
فرستنده
گشتيم.
تمام آن نوشته
ها عين واقعيت
بود.
علی
دایی، در پاسخ
به این سئوال
که «چه كسى
سفارش اين
جادو را مى
داد؟» افزوده
است: مى دانم،
ولى نپرسيد!
اين يكى را نمى
گويم. به هر
حال تيم ما به
آسيا رفته
بود. مربيان
زيادى براى
مربيگرى
سايپا دندان
تيز مى كردند.
ما به خيلى
چيزها اعتقاد
داريم ولى
قرآن براى همه
ما سند است. در
همين قرآن آمده
كه از سحر و
جادو بترسيد.
همان كسى كه
پيامك فرستاد
گفت در بازى
بعد چه اتفاقى
مى افتد. جلوى
پگاه همه چيز
مو به مو اجرا
شد. ما باختيم. چون
بايد شكست مى
خورديم!
سرمربی
تیم سایپا در
پاسخ به این
سئوال که
«چطور باطلش
كرديد؟» گفت:
با دعا، با
توسل و سپس در
پاسخ به سئوال
دیگری مبنی بر
«و البته در
محضر و با كمك
دعاى خير آيت
الله العظمى
بهجت.» ادامه
داد: ايشان
اصلا مرا نمى
شناخت. يك بار
رفتم دفتر
ايشان و حاضرم
زندگى ام را
فدايش كنم. من
فقط ۳۰
ثانيه روبروى
آيت الله
العظمى بهجت
نشستم. سرشان
را بلند
كردند، چند
توصيه كوتاه
كردند و در
آخر هم گفتند
تو آدمى هستى
كه زياد در
چشم مردم قرار
مى گيرى. بعد
پشت سر ايشان
نماز خواندم.
هر زمان به
ياد آن نماز
آيت الله
العظمى بهجت
مى افتم مو به
تنم راست مى
شود.
سرمربی
تیم ملی، هم
چنین در این
گفتگوی نوروزی
(سال 1387)، در جواب
خبرنگار ایران
که پرسیده بود
«روى نيمكت هم
ذكر مى گوييد.»
اذعان کرده است:
صلوات مى
فرستم.
همشهری
جوان نیز در
گفتگویی با علی
دایی، نوشته
هاست: سرمربی
تیم سایپا
درباره اخباری
مبنی بر این
که وی معتقد است تیمش
طلسم یا جادو
شده است گفت:
در مدت ضعف
تيم،
متاسفانه خيلی
از مسائل را مطرح كردند
در روزنامه ها؛
از جادوگر،
طلسم، سحر و
فلان ... مهم
نحوه پرداختن
به موضوع
است. و الا خود
من به جادو اعتقاد
دارم چون در
قرآن هم آمده
كه«هذا سحر مبين» و
متاسفانه بعضی
ها به اين
كارها دست می زنند
و اين قبيل
كارهای آن ها
شيطانی است. در اين
مدت من
اعتقادم به
خدا را قوی تر
كردم. خدا را
شكر،توانستم
از اين مسائل كه تيم
جادو شده است
بيرون بيايم.
قبل از آن
مدام در فكر می
رفتم كه
خدايا مگر می شود تو
نخواهی و كسی
جادو بكند؟!
اما نزديك شدن
به خدا خيلی
به من كمك كرد
و من
را به خودم
آورد. همين
نزديك تر شدن
به نظرم كارمان
را درست كرده
و تيممان از اين رو به آن
رو شد.
وی،
درباره علت
تسبیح به دست
گرفتنش در بازی
های اخیر گفت: من به
خاطر اين كه
آرامش پيدا
كنم تسبيح در
دست گرفته
بودم و صلوات
می فرستادم و به نظر من
آدم بايد خودش
را با
اعتقادات قبلی
و دينی اش
تقويت كند نه
اين كه برود دنبال كارهای
شيطانی. اين
جا به من ثابت
شد اگر خيلی ها
هم كارهای
شيطانی
بكنند، آدم می تواند با
قوی كردن
اعتقاداتخودش
بر خيلی چيزها
فائق بشود.
آدم با
اعتقادات اش می تواند
هزار تا جادو
را هم خنثی
بكند و اگر
راه مستقيم را
برود به خيلی
چيزها می رسد. سحر و
جادو شايد
مقطعی جواب
بدهد اما
هميشگی نيست.
علی
دایی، درباره صحت و سقم
اخبار مربوط
به دیدارش با
آیت الله
العظمی بهجت
گفت: يك روز
رفتم پيش آيت الله
بهجت و اصلا
صحبتهايی كه
ايشان با من
كرد، يك
اعتماد به نفس
و يك قوت قلب
بزرگی به من
داد كه وقتی
دوباره به
تمرينات
آمدم، می دانستم
اين بار موفق می شوم چون
بعضی صحبت هايی
كه كردند سبب
شد اعتقادم
بيش تر شود.
فكر می كنم
زمانی كه آدم به اصل رو
بياورد می تواند
در همه چيز
موفق بشود.
اين مسائل، من
را به خودم آورد. شايد يك
خرده از خودم
دور شده بودم
و اين جريان
من را
برگرداند به
همانی كه می بايست
باشم و خدا را
شكر می كنم.
در
نخستين گام به
حضور ۲
روحانى بزرگوار
رسيدند و با دعوت از آن ها
براى حضور در
تمرينات اين
تيم گوسفندى
را قربانى
كردند و ذكر
گفتند تا شايد
اين اقدام اثر
آن كارها را
از بين ببرد
اما ظاهرا اين
راهكار، «نارنجى پوشان»
را راضى نكرد.
به اين ترتيب،
آن ها اين بار
به محضر يك
روحانى «عالى قدر»
رفتند تا بتوانند با
استفاده از
توان معنوى
دعاى اين «بزرگوار» راه
به جايى
ببرند. آن ها
خدمت حضرت
آيت الله
العظمى بهجت
رسيدند تا
مشكلات سايپا
را با ايشان
در ميان
بگذارند و از ايشان طلب
يارى كنند. در
اين خبر كه
روى خروجى
سرويس خبرى قم
(قمنا) قرار گرفت، آمده
بود:
«على
دايى به همراه
تعدادى از
مسئولان
باشگاه سايپاى
تهران شنبه در دفتر
آيت الله
العظمى بهجت
حضور يافتند و
از نزديك با
آيت الله
العظمى بهجت ديدار كردند.»
دايىکه«براىزيارتاز
بارگاهحضرتمعصومه(س)
و مسجد جمکرانراهىقمشدهبود،
بهملاقاتمرجعتقليدشرفت.
پساز آن کهدايىنماز
ظهر و عصر را
در صفاولجماعتبهامامتآيتا...
العظمىبهجتخواند،
از مرجعتقليد
خود خواستتا
براىموفقيتدر
زندگىو
مربيگرى اشدعا
کند.»
در
اين ديدار «على
دايى، به
پاره اى از مشكلات
خود و باشگاه
سايپا اشاره
كرد و آيت الله
العظمى بهجت نيز
دستورات و توصيه هايى
را به وى و
همراهان
فرمودند و براى
ايشان دعاى
خير كردند.»
لازم به ذكر است
دايى، قبل از
ديدار با
آيت الله
العظمى بهجت،
به يكى از
اعضاى دفتر
معظم له گفتند
كه مدتى قبل
شخصى با دادن
نشانه هايى
گفت: «باشگاه
فوتبال سايپا
بدخواه دارد و آن ها ادعا
كردند كه اين
تيم را طلسم
كردند و سعى در
مشكل تراشى براى
اين باشگاه دارند.
نشانه هايى
كه شخص
موردنظر گفت
درست بود و
همگى به وقوع
پيوست. بدين
منظور خدمت
آيت الله
بهجت
رسيده ايم تا
دعاى خير معظم له
مشكل گشا شود.»
آيت الله
بهجت، یکی از
مهره های اصلی
و پرنفوذ
حکومت اسلامی
است که هر کسی
را بپذیرد گره
او را برای رسیدن
به پستی و
مقامی می گشاید،
به همین دلیل
بیش تر
سرداران غیبی
امام زمان،
سپاه، بسیج،
استاندار،
فرماندار، وزیر
و نماینده
مجلس و غیره
که با ایشان دیدار
می کنند و
خواهان سهم بیش
تری از حاکمیت
هستند اگر
مورد تایید وی
قرار گیرند بعید
است که کسی از
سران حکومت
اسلامی دست رد
به سینه وی
بزند. از این
رو، مشکل علی
دایی را نیز ایشان
حل کردند،
طلسم وی ر
اشکستند تا این
که او، سرمربی
تیم ملی
فوتبال ایران
گردید؟!
البته
اگر از انشاء
الله و ماشاء
الله علی دایی
بگذریم به
نوشته
روزنامه ها، وی،
غیر از حمایت
برخی از آیت
الله ها، از
حمایت رییس
جمهوری نیز
برخوردار است
و دستمزدی
بالغ بر یک میلیارد
و صد هزار یورو،
حدود یک میلیارد
و ششصد و
هفتصد میلیون،
دریافت می
کند؛ در کشوری
که دستمزد ناچیز
کارگران ماه
ها پرداخت نمی
شود و گرانی
کمرشکن است
امر علی دایی
ها نیست؟!
على
دايى،
پولدارترين
فوتباليست
ايران است. گفتگوی
رشیدپور، مجری
برنامه مثلث
شيشه ای شبکه
پنج سيما، با
علی دایی این
سخنان رد و
بدل شد: «اصلا
اين طور نيست
و خدا را شكر،
نمى گويم ندارم
اما آنچه دارم
متعلق به يك
مجموعه است و
من با
خانواده ام
زندگى مى كنم
و هيچ موقع
همه چيز را
براى خودم
نخواسته ام و
البته هنوز
اجاره نشين
هستم نه اين
كه نداشته
باشم اما با
سرمايه ام
كار مى كنم.
حتى همسرم
گهگاهى
ناراحت
مى شود كه چرا
با اين دارايى
و سرمايه
اجاره نشين
هستيم. مجرى
برنامه در جواب
اين حرف دايى
مى گويد كه
باور
نمى كنيم اما دايى
مى گويد:
نگفتم ندارم
اما با
سرمايه ام كار
مى كنم و خدا
را شكر بيش تر
از آنچه حقم
بوده هم دارم.
على دايى هيات
عزادارى
دارد؟ نذرى
مى دهد؟ على
دايى چقدر از
ائمه اطهار
(ع)كمك مى گيرد؟
دايى كمى مكث
مى كند و بعد مى گويد:
مطمئن هستم در
قهرمان شدن
سايپا حضرت زهرا
(س) نظرى
داشته اند.
امشب شب شهادت
خانم فاطمه
زهرا (س) است و
مطمئن هستم
خانم نظر
ويژه اى به ما
داشته. هرگز
فراموش
نمى كنم كه
براى يك بازى
پيشانى بند
با نام ائمه
به بچه هاى تيم
ملى دادند.
كاملا اتفاقى
نام خانم
فاطمه زهرا (س)
به من رسيد. از
بچگى عاشق
خانم فاطمه
زهرا (س) بودم و
ارادت
ويژه اى به
ايشان دارم...»
علی
دایی، هم چنین
در یکی از
برنامه های
نود صدا و سیمای
حکومت اسلامی،
در پاسخ به این
پرسش که «شما
قبلا گفته بودید
کسی سرمربی تیم
ملی ایران می
شود که در
فدراسیون
فوتبال لابی
قوی تری داشته
باشد و حالا
خودتان سرمربی
شده اید.» گفت
که بقیه با
بنده های خدا
لابی کردند و
من با خود خدا...
پس
از یک دوره
طولانی کشمکش
بین سران
حکومت اسلامی
و فیقا،
سرانجام علی
دایی، کاپیتان
سابق تیم ملی
فوتبال ایران
و سرمربی فعلی
باشگاه سایپا،
به سر مربیگری
تیم ملی
فوتبال ایران
منصوب شد.
محمود
احمدی نژاد،
از محمد علی
آبادی خواست
از رقابت در
انتخابات ریاست
فدراسیون
فوتبال کناره
گیری کند. احمدی
نژاد یک شنبه 25
آذر 1386 (16
دسامبر 2007)،
در گفتگو با
تلویزیون
دولتی ایران
گفت این
درخواست به
خاطر «مصلحت
فوتبال» مطرح
شده است.
این
خبر در شرایطی
منتشر شده است
که فیفا،
فدراسیون
جهانی فوتبال
در روز 14 آذر (5
دسامبر) اعلام
کرد که به مسئولان
ایرانی هشدار
داده است اگر
نامزدی محمد
علی آبادی، رئیس
کنونی سازمان
تربیت بدنی در
انتخابات
فدراسیون
فوتبال تایید
شود، این
انتخابات را
به رسمیت
نخواهد شناخت.
با
این حال محمود
احمدی نژاد،
گفت: «به او
گفتم ... کنار
برود تا
مشکلات حل شود
و من بعدا
درباره
مشکلات پیش
آمده بررسی و
آن را حل
خواهم کرد.»
فیفا، در روز
پنج شنبه 23
نوامبر 2006 طی
بيانيه ای
اعلام کرد که
فدراسيون فوتبال
ايران در روند
تصميم گيری
ها، انتخاب
اعضای
فدراسيون و
تعيين رئيس
فدراسيون،
استقلال خود
را از دولت
حفظ نکرده و
بدين ترتيب
ناقض بند هفده
اساسنامه
فيفا شناخته
شده است.
به
همین دلیل فیفا
تمام تیم های
ملی و باشگاهی
ایران را از
حضور در میادین
بین المللی
محروم کرد.
اما
با رایزنی های
انجام شده یک
کمیته انتقالی
شش نفره مرکب
از سه نماینده
فیفا (صفایی
فراهانی، خبیری
و غفاری) و سه
نفر از نمایندگان
سازمان تربیت
بدنی ایران،
مامور اداره
امور فوتبال ایران
و تدوین
اساسنامه
فدراسیون شد.
اساسنامه
تهیه شده در این
کمیته چند بار
به فیفا ارسال
شد که فیفا هر
بار ایرادهایی
حقوقی و جزئی
به این
اساسنامه
گرفت، تا این
که روز سه
شنبه سه شنبه 3
ژوئيه 2007 - 12 تیر 1386
اعلام شد این
اساسنامه به
تایید نهایی فیفا
رسیده و قابل
اجرا است.
در
پی برکناری
محمد دادکان،
رئیس وقت
فدراسیون
فوتبال ایران،
فیفا به اتهام
دخالت حکومت
اسلامی در
امور فدراسیون
فوتبال، بازیکنان،
داوران و تیم
های ملی و
باشگاهی ایران
را از شرکت در
مسابقات بین
المللی معلق
کرد و تا پذیرش
تدوین
اساسنامه ای
جدید برای
اداره فدراسیون
فوتبال ایران
(بدون دخالت
دولت)، تعلیق
ایران ادامه
داشت.
فیفا،
خود و فدراسیون
های فوتبال
عضو را نهاد غیردولتی
(NGO) می داند و
بر اصل جدایی
دولت ها از
اداره امور
فوتبال در
کشورهای عضو
به شدت تاکید
دارد.
علی دایی،
متولد 1 فروردین
1348، بازیکن
سابق تیم ملی
ایران و سرمربی
کنونی این تیم
و سرمربی سابق
تیم سایپا
است. او، در
تاریخ 12 اسفند
1386، طی حکمی از
سوی علی کفاشیان،
رییس فدارسیون
فوتبال ایران
با قراردادی
سه ساله به
عنوان سرمربی
تیم ملی
فوتبال ایران
منصوب گردید.
بدین
گونه، تیم ملی
ایران که از
حدود هفت ماه
پیش و بعد از
برکناری امیر
قلعه نویی در
پایان مسابقات
جام ملت های
آسیا بدون
سرمربی بود،
علی دایی به این
سمت گمارده
شد.
علی
دایی، از سال 1372
تا سال 1385 (از 1993 تا
2006) در تیم ملی ایران
بازی می کرد و
در این مدت 149
بار با پیراهن
تیم ملی ایران
به میدان رفت
و بیش از 100 بار
گل زد.
علی
دایی، متولد
اردبیل است و
فوتبال را در
سن 19 سالگی در تیم
استقلال این
شهرستان آغاز
کرد. او، در
سال 1372 و در حالی
که بازیکن تیم
بانک تجارت
بود، به تیم
ملی ایران
دعوت شد.
دایی
در سال 1996،
به تیم آلمانی
«آرمینیا بیله
فلد» پیوست و
سپس مورد توجه
باشگاه بایرن
مونیخ قرار
گرفت و بعد از یک
فصل حضور در بیله
فلد به بایرن
مونیخ، و
سرانجام به تیم
آلمانی هرتا
برلین پیوست.
علی
دایی، بعد از
بازی در هرتا
برلین، بازی
در اروپا را
ترک کرد و به
فوتبال خود در
آسیا ادامه
داد. او، یک
فصل در الشباب
امارات و یک
فصل در السد
قطر بازی کرد
و بعد دوباره
به تیم سابقش،
پرسپولیس،
برگشت. دایی
بعد از یک فصل
حضور در
پرسپولیس به
صباباتری رفت.
سپس
به باشگاه سایپا
رفت و بعد از
چند ماه به
عنوان سرمربی
و بازیکن هم
زمان این تیم
معرفی شد. او،
در طول این
سال ها 149 بار
برای تیم ملی
ایران بازی
کرده است.
او، در حال
حاضر عضو کمیته
فوتبال فدراسیون
بین المللی
فوتبال، فیفا
نیز هست.
لازم
به یادآوری
است که نئونازی ها
در اینترنت سایتی
را برای
تظاهرات روز 21
ژوئن 2006 اختصاص
داده اند. در این
روز تیم ایران
با تیم آنگولا
مسابقه می
دهد. آن ها در این
سایت همبستگی
خود را با
حکومت اسلامی
و احمدی نژاد
به نمایش می
گذارند.
پیش از این
روز پنج شنبه 20
آوریل 2006 ئودو
فویگت Udo Voigt رییس
حزب نئونازی
آلمان که در این
کشور نه تنها
ممنوع نیست،
بلکه حق شرکت
در انتخابات
را هم دارد،
ولی از سوی
نهادهای امنیتی
آلمان به شدت
تحت کنترل
قرار داشته و به
عنوان حزب
راست های
افراطی معروف
است (ان پ د NPD مخفف
حزب ناسیونال
دمکراتیک
آلمان است-
برای یادآوری:
حزب هیتلر،
ناسیونال سوسیالیست
نام داشت که
اعضا و
هوادارانش به
اختصار به
«نازی» معروف
شدند) در یک
گفتگو با
برنامه
«پانوراما» که
از شبکه یک
تلویزیون
دولتی آلمان
پخش شد با پشتیبانی
از احمدی نژاد
رییس جمهوری
اسلامی ایران،
اعلام کرد که
این حزب به دلیل
نزدیکی به
مواضع سیاسی
حکومت ایران،
قصد دارد
استقبال شایانی
از تیم فوتبال
ایران به عمل
آورد و از
حالا برای این
استقبال
تدارک می بیند.
خبر استقبال
و پشتیبانی
نئونازی ها از
تیم ایران در
همه خبرگزاری
ها و کانال های
تلویزیونی و
رادیویی
آلمان جزو
نخستین خبرها
پخش گردید.
روزنامه
بريتانيايی
گاردين روز
چهارشنبه 12
آوريل 2006 نیز در
گزارشی به خبر
حمايت يک گروه
نئونازی
آلمان از تيم
فوتبال ايران
در جام جهانی
پرداخت.
بنابه
اين گزارش،
حزب راستگرای
افراطی ان پی
دی (NPD) به
دنبال تبليغ
مواضع خود با
بهره برداری
از پوشش رسانه
ای جام جهانی
فوتبال است، و
مقام های اين
گروه قصد
دارند روز 21
ژوئن در شهر
لايپزيگ، محل
برگزاری
ديدار ايران و
آنگولا،
راهپيمايی
کنند.
در بيانيه
کوتاهی که در
وب سايت اين
حزب آلمانی
منتشر شده، با
اشاره به
تهديدهای
موجود عليه
ايران و اعلام
همدلی با مردم
اين کشور،
آمده است: «ما می
خواهيم ورود
تيم ملی
فوتبال ايران
را به شهر
لايپزيگ
خوشامد بگوييم.»
نويسندگان
گاردين، هم
چنين از
فعاليت مشابه يک
گروه راستگرای
پرتغالی در دوران
جام جهانی خبر
داده اند و
نوشته اند که
حزب ان پی دی
آلمان تصميم
دارد علاوه بر
ايران، بازی های تيم
فوتبال
لهستان را نيز
هدف برنامه های
تبليغاتی خود
قرار دهد.
جام جهانی
فوتبال 2006، در
روز 9 ژوئن در
شهرهای مختلف
کشور آلمان
برگزار گردید.
به نوشته
روزنامه
گاردين، اعضای
اين حزب افراطی
آلمانی محمود
احمدی نژاد،
رييس جمهور
ايران، را به
خاطر «افسانه» خواندن
واقعه کشتار
يهوديان و...
تحسين می
کنند.
روزنامه
گاردين نوشته
است افزايش
نگرانی ها
موجب شده گروه
«فوتبال بر ضد
نژادپرستی در
اروپا» رسما
در اين مورد
به مسئولان
برگزاری جام
جهانی هشدار
بدهد. قرار شد
ناظرانی از
اين گروه
ديدارهای جام
جهانی را بررسی
کنند و در
مورد شعارها و
پلاکاردهای
تماشاگران به
مقام های
مسئول گزارش
بدهند.
بدین
ترتیب، علاوه
بر استقبال
فاشیست های
آلمان از احمد
نژاد و فوتبال
ایران، ورزش
در این کشور
در دست باندهای
مافیایی دولتی
و غیردولتی اسیر
است و فوتبالیست
های معروفی هم
چون علی دایی
که نان به نرخ
روز می خورد و
مبلغ خرافات
مذهبی می شود
الگوی بسیار
بدی به ویژه
در میان
جوانان
طرفدار
فوتبال و
هواداران خود
است. علی دایی،
به جای این که
طرفدار آزادیف
برابری و مدنیت
باشند؛ از
حقوق برابری
زن و مرد و
حضور زنان در
مسابقات ورزشی
دفاع کند؛ به
سرکوب های فردی
و اجتماعی، زندان،
شکنجه، اعدام
و سنگسار
مخالفت نماید
به خرافات
مذهبی و
آخوندها و
عوام فریبی
متوسل می شود
تا موقعیت خود
را حفظ کند.
بنابراین،
فوتبال ایران،
بیش از هر
کشور دیگری اسیر
خرافات مذهبی
و مافیای قدرت
است. عملکرد و
تفکر علی دایی
در رابطه با
مذهب و حاکمیت
نه تنها الگوی
خوبی به ویژه
برای جوانان
طرفدار
فوتبال نیست،
بلکه خطرناک
هم هست. زیرا
خرافات مذهبی
را در جامعه
اشاعه می دهد
و به شستشوی
مغزی جوانان
با خرافات
مذهبی یاری می
رساند نه به
آزادی و برابری
و حرمت انسان
ها!
علی دایی،
چهره های
متفاوت دارد.
او، هم زرنگ
است و هم به
طلسم، فال،
دعا، روضه و
نوحه اعتقاد
دارد و هم
عاشق رهبر
است. و هم چنین
می داند چگونه
با مافیای
دولتی و غیردولتی
در فوتبال
کنار بیاید و
هم فوتبالیست
خوبی است.
در
کشوری که رییس
جمهوری آن در
جلسات دولت یک
صندلی خالی
قرار می دهد
که گویا صندلی
امام زمان است
که به صورت غیبی
در جلسات دولت
شرکت می کند،
انتظاری بیش
از این نیست
که سرمربی تیم
ملی فوتبال آن
نیز با دعا و
طلسم و... در
مسابقات حضور یابد.
اگر احمدی
نژاد نماینده
امام زمان در
پست ریاست
جمهوری ایران
است علی دایی
نیز نماینده
امام زمان در
تیم ملی
فوتبال این
حکومت است؟!
فوتبالی که
امروزه شاهد
آن هستیم تاریخی
چند هزار ساله
دارد. فوتبال
تخست در
کشورهای چین، یونان،
مصر و روم
باستان
زادگاه شد.
تحقیقات نشان
می دهد که ملل
مختلف هزاران
سال قبل از میلاد
بازی های شبیه
فوتبال داشته
اند.
تاریخ
شروع فوتبال
در ایران نیز
به حدود یک
قرن پیش باز می
گردد. یعنی
زمانی که یک
گروه انگلیسی
برای اکتشاف
نفت در جنوب ایران
عازم کشورمان
شد. پس از حفر
اولین چاه نفت
در «مسجد
سلیمان»
به سال 1908،
فوتبال به شکل
جدی در این
شهر دنبال گردید.
با
پایان یافتن
جام جهانی ۲۰۰۶ در
آلمان، نقشه
جدید فوتبال
در جهان ترسیم
شد. بر اساس این
نقشه و آمار و
ارقام رسمی فیفا،
در دنیا ۲۴۰ میلیون نفر
در ۳۰۰
هزار باشگاه و
در قالب یک میلیون و ۴۰۰ هزار تیم
به عنوان بازیکن
فوتبال به رسمیت
شناخته شده
اند. خانواده
بزرگ فوتبال
جهان که در
نهایت ۷۰۴ بازیکن
منتخب، آنان
را در جام
جهانی و در
قالب ۳۲ تیم
۲۲
نفری نمایندگی
می کنند.
نخستین ویژگی
مهم، آمیزش
تمام عیار
فوتبال با
سرمایه داری
جهانی و
بازرگانی و
تجاری آن است.
جام جهانی و
اعتبار
فوتبال، در
همکاری کامل
با شرکای تجاری
و حامیان مالی
قرار گرفته
است. آن ها
سرمایه
گذاران اصلی
رونق کنونی
فوتبال هستند.
حق استفاده
انحصاری از
نام و لوگوی فیفا
و درگیر شدن
در تمام عرصه
های برگزاری
جام جهانی از
مراکز خبری و
اطلاع رسانی
گرفته تا
اماکن سرگرم
کننده، سطح
بهره برداری
سرمایه
گذاران و شرکای
فیفا را تعریف
می کند. بر این
اساس طبیعی
است که اگر
فقط خانواده
رسمی جهانی
فوتبال در
معرض تبلیغات
حامیان مالی
قرار گرفته
باشند، بازار
بزرگی به وسعت
تمام جهان در
مقابل خود
دارند.
در
کنار فیفا و
شرکای تجاری،
معمولا میزبان
به عنوان ضلع
سوم منافع
کوچک و بزرگی
را شمارش می
کند که به طور
مثال درآمد کل
حاصل از
توريسم جام
جهانی بین دو
و نیم تا سه
ميليارد دلار
تخمین زده می
شود.
هر
جام جهانی
محصول همکاری یک
تیم بزرگ ۵۰ هزار
نفری است که
بدنه اصلی آن
را مدیران و نیروهای
داوطلب میزبان
شکل می دهند. یکی
از سرمای گذاری
ها در عرصه
ستاره ها، مد
و آرایش ظاهری
بازیکنان است.
در
جام جهانی ۲۰۰۶
شرکت آدیداس
ابتکار جدیدی
را به عرصه
نمایش گذارد و
یک ورزشگاه
کوچک با ظرفیت
۹ هزار
نفر و با تمام
امکانات واقعی،
آن هم در مدتی
کم تر از یک
ماه و در بهترین
و مهم ترین
نقطه شهر برلین
ساخت. تماشاگران
با خرید بلیط هایی
به بهای ۳
یورو
در این
ورزشگاه از طریق
تلویزیون های
بزرگ به تماشای
بازی ها
می نشستند و
در حاشیه آن نیز
از تمام
امکانات رفاهی
مانند
رستوران، زمین های
بازی، صحنه
رقص و موسیقی
بهره مند می
شدند. این در
حالی است که
ارزان ترین
بلیط تماشای یک
بازی واقعی کم تر
از ۶۰ یورو
نیست. آدیداس
در این مدت
درآمدی بالغ
بر یک میلیون و ۸۰۰ هزار یورو
از محل بلیط
فروشی در این
ورزشگاه موقت
کسب کرد.
این
رقم در مقابل
آمار فروش
محصولات این
شرکت در
فروشگاه
اختصاصی جنب
همین ورزشگاه
مانند قطره در
مقابل دریاست.
چرا که تمامی
توپ های
فوتبالی که
رسما برای این
بازی ها از آن
استفاده می
شد، به فروش
رفت و تعداد یک
میلیون
و ۷۵۰
هزار عدد پیراهن
های مختلف تیم
های ملی
کشورها به
خصوص آلمان نیز،
فروخته شد.
آدیداس
اولین شرکتی
بود که
قرارداد
شراکت تجاری
با فیفا برای
سال ۲۰۰۷
تا ۲۰۱۴
را به امضا
رساند. طبق این
قرارداد ۳۵۱ ملیون
دلاری، آدیداس
۲۱۵ میلیون
دلار نقد و ۱۳۶ میلیون
دلار در قالب
تجهیزات ورزشی
در اختیار فیفا
قرار خواهد
داد. برای این
دوره هشت ساله
فیفا در پی شش
شریک تجاری، ۶ تا ۸ بانی مالی
و ۴ تا ۶ حامی مالی
(و ملی) دیگر
است.
فیفا،
از محل فروش
حق پخش تصاوير
تلویزيونی نیز
درآمدی حداقل
بالغ بر يک
ميليارد و
دويست ميليون
يورو دارد.
آمارهای جام
جهانی ۲۰۰۲
نشان داده بود
که ۲۸ میلیارد
و ۸۰۰ میلیون
نفر در ۲۱۳ کشور
جهان بازیهای
جام جهانی را
به تماشا
نشسته بودند.
با توجه به
افزایش ۲۰ درصدی
تماشاگران
فوتبال در
ورزشگاه های
آلمان در جریان
جام ۲۰۰۶،
می توان نتیجه
گرفت که
نمودارها در این
خصوص نیز سیر
صعودی داشته
اند. هر بسته
تبلیغات سی
ثانیه ای که
در شرایط عادی،
اما اوقات مهم
تلویزیون های
انگلستان، تا ۶۰ هزار
پوند به فروش
می رسد، در ایام
جام جهانی با
رقمی معادل نیم
میلیون پوند
معامله می
شود. صفحات پایگاه
اینترنتی رسمی
فیفا بیش از
دو میلیارد بیننده
داشته است.
جام
جهانی ۲۰۰۲ بیش
از ۵۰۰۰
کارمند ایستگاه های
رادیو تلویزیونی،
۳ هزار و ۷۰۱
روزنامه نگار
و ۸۴۹
عکاس را پذیرفت. این
آمارها برای
جام های بعدی
قطعا افزایش
داشته اند.
اهمیت
یافتن موضوع
امنیت بازیکنان،
میهمانان و
طرفداران است.
جام جهانی 2006
آلمان، در یک
سالگی
انفجارهای
لندن،
انفجارهای
اسپانیا و
التهاب جنگ و
تنش در خاورمیانه
و تهدیدات
تروریستی، با
آرامش به پایان
رسید. در این
عرصه نیز میلیون
ها دلار سرمایه
گذاری از دوربین
های مدار بسته
تا مامورین ویژه
و غیره شده
بود.
شایان
ذکر است که در
بازی های اخیر
یورو 2008، تنها ۷۰۰ میلیون یورو سود
خالص نصیب
اتحادیه
فوتبال اروپا (یوفا) شده
است.
در
مسابقات جام
جهانی
فوتبال، هم چنین سه
پديده زشت با
حمایت سرمایه
داری جهانی،
به نحوی
پيچيده در
اعماق جوامع
سازمان دهی و
به مرکز صحنه
رانده می شوند:
اولی
نژادپرستی،
دومی
انواع و اقسام
مواد مخدر و
سومی تن فروشی. باندهای
مافیایی سرمایه
داری برای تحت
پوشش قرار
دادن جامعه در
این عرصه های
مخرب و غیرانسانی
از ماه ها قبل
تدارک ویژه ای
می بینند و حتی
قربانیان خود
(توزیع
کنندگان مواد
مخدر، تن
فروشان و...) را
از کشورهای فقیر
انتخاب می
کنند که برده
وار کار کنند.
ديويد
زيرين، تحليل
گر ورزشی
آمريکا که در
زمينه ورزش و
نژادپرستی
کار کرده است،
در کتابی تحت
عنوان «اسم من
چيست؟ احمق»
را در همين
رابطه منتشر
کرده است. نام
کتاب جمله ای
است از محمد
کلی قهرمان
بکس قبلی جهان
در جريان يک
مسابقه. ديويد
زيرين در اين کتاب
از جمله
صداقت، شهامت
و استواری کلی
جوان را در
مبارزه با راسيسم
و جنگ و تجاوز
در اين کتاب
ستوده است که خود
داستانی است
شنيدنی و بايد
جداگانه به آن
پرداخت.
زيرين،
در مورد
راسيسم و
فوتبال می
گويد در جريان
بازی های
مقدماتی در
سراسر اروپا
صحبت در مورد
نژادپرستی در
سطح بالا
جريان داشت و
اين ماجرا با
مسايلی مثل
مهاجران،
پناهندگان و
احساسات ضد
مسلمان ها گره
خورده بود و
در اين جريان
حوادث بسيار
زشتی اتفاق
افتاد. از
جمله اين که
بازيکنان
بزرگ آفريقايی
که در تيم های
اروپايی بازی
می کردند،
هربار که پای
آن ها به توپ می
خورد، صدای
ميمون از درون
صفوف
هواداران
بلند می شد.
هواداران از
لژ پوست موز
يا نارگيل روی
بازيکنان
سياه پوست پرت
می کردند. کار
به جايی کشيد
که يک بار يک
ستاره نامدار
کامرونی که با
تيم بارسلونا
بازی می کند،
آن قدر ناراحت
شد که جدا راه
خروج از زمين
بازی را در
پيش گرفت و
گفت: «من ديگر
بازی نخواهم
کرد.»
بازيگران هر دو
تيم در تلاش
با يکديگر
توانستند اين
نوع هواداران
را بيرون کنند
تا بازی ادامه
پيدا کند. بار
ديگر يک
بازيکن
افريقايی به
نام مارک زورو
که با کلوپ های
سطح بالای
ايتاليا بازی
می کند توپ را
از زمين
برداشت و در
حالی که آن را
زير بغل گرفته
بود، می خواست
از زمين خارج
شود. او اجازه
نمی داد کسی
دست به توپ
بزند. به شدت
برآشفته بود.
يکی از
بازيگران
سياه پوست
گفت: «در اروپا
با ما بدتر از
سگ رفتار می
کنند.»
هوليگانيسم
نیز يكی دیگر
از پدیده های
زشت بازی
فوتبال است و
هواداران تیم
های فوتبال
تمام خشم و
عصبانيت شان
را در طی
مسابقات سر
مخالفین خود
خالی می کنند
و هر آنچه که
دست شان می
رسد تخریب می
کنند.
اکنون
ورزش و در راس
آن فوتبال، به
شکلی از
سرمايه و
تجارت در دست
کمپانی های
بزرگ و صاحبان
قدرت تبديل
شده است. سرمایه
داری جهانی به
خصوص از طریق
شرکت های چند
مليتی، که
مبلغ و سازمانده
اصلی اين بازی
و سرگرمی جهانی
هستند،
همواره از این
طریق سیاست های
ناسیونالیستی،
فاشیستی و
باورهای خرافی
مذهبی را باز
تولید می
کنند. تنها با
تبلیغ و گسترش
سیاست های
انترناسیونالیستی
که بر آزادی و
برابری انسان
ها بدون توجه
به ملیت، جنیست
و باروهای شان
تاکید می ورزد
قادر است
جامعه جهانی
را از این تبلیغات
مسموم کننده و
خطرناک رهایی
بخشد و موقعیت
بازی فوتبال و
ورزش های دیگر
را به همبستگی،
ساعات خوش و
تفریح واقعی
انسانی تبدیل
کند.
یازدهم تیر 1387 - یکم
ژوئیه 200
8
***********************
جنایت کاران حکومت اسلامی ایران سی نفر را در تهران به دار آویختند!
بهرام رحمانی
Bamdadpress@ownit.nu
دستگاه قضایی رعب و وحشت حکومت اسلامی ایران، هم زمان با سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان 1367، در اقدامی جنایت کارانه - صبح امروز یک شنبه 6 مرداد 1387 - 27 ژوئیه 2008-، 30 نفر را فقط در تهران به دار آویخت. پیش از این، دادستانی تهران با انتشار اطلاعیه ای اعلام کرده بود سی نفر روز یک شنبه اعدام می شوند. این اولین بار نیست که حکومت اسلامی، به اعدام های گروهی دست می زند. آدم کشان حکومت اسلامی، در سال های اوایل انقلاب بهمن 1357، سال های 60 تا 62 و در سال 1367 با پایان جنگ ایران و عراق، زندانیان سیاسی را گروه گروه به جوخه های مرگ سپرده بودند. این حکومت، تنها از اوایل سال جاری تاکنون، حدود 240 نفر را اعدام کرده است.
سازمان عفو بین الملل، می گوید که حکومت اسلامی ایران، در سال گذشته میلادی بیش از هر کشور دیگری (به استثنای چین) دست به اعدام افراد زده است. بر اساس گزارش این سازمان، شمار اعدام شدگان سال گذشته میلادی در ایران، به سیصد و هفده نفر می رسد.
اتحادیه اروپا نیز در بیانیه ای که روز پنج شنبه، ۲۴ ژوئیه در بروکسل انتشار یافت، از ایران خواسته است که به تعهدات ناشی از امضای قراردادهای بین المللی پایبند بماند و از اعمال «مجازات های وحشیانه و نافی حرمت انسان، مانند سنگسار، چه به لحاظ قانونی و چه در عرصه عملی» خودداری کند.
گروه های حقوق بشری اخیرا در گزارشی که روز یک شنبه گذشته در باره ایران منتشر کردند از محکومیت هشت زن و یک مرد به سنگسار در ایران خبر داده اند. در این نوع مجازات، مرد تا کمر و زن تا گردن در خاک قرار داده می شوند و با سنگ مورد حمله قرار می گیرند تا کشته شوند. تنها زمانی که محکوم بتواند خود را از چاله به درآورد و فرار کند، شاید برایش رهایی یافتن از مرگ محتمل باشد. چنین امری برای زنان که تا گردن در خاک فرو می روند بسیار نامحتمل تر است تا برای مردان.
بنا به گزارش تلویزیون حکومت اسلامی، سعید مرتضوی، دادستان تهران، درباره این اعدام دسته جمعی گفته است: «مجرمانی که امروز به دارمجازات آویخته شدند؛ سابقه سوء کیفری داشتند.»
اما خبرهای دیگر حاکی از آن است که معترضین حکومت اسلامی نیز در میان اعدام شدگان امروز تهران بودند. برای نمونه، خبرنامه شیراز، طی خبری نوشت، جرم 30 اعدامی چیست: مواد مخدر یا شورش در اعتراض به سهمیه بندی بنزین؟ در حالی که تا ساعاتی دیگر حکم اعدام 30 تن در تهران اجرا خواهد شد خبرهای مختلفی در این باره به گوش می رسد. یک منبع آگاه در یکی از دادسراهای تهران در رابطه با 30 نفری كه قرار است اعدام شوند گفت: این افراد از جمله کسانی هستند که سال گذشته به جیره بندی بنزین در ایران اعتراض کردند و به دلیل آتش زدن چند پمپ بنزین و به جرم تخریب اموال عمومی بازداشت شدند. اما اکنون به عنوان اراذل و اوباش و قاچاقچی پای چوبه دار می روند و حکومت، برای جلوگیری از ایجاد واکنش های بین المللی، دلیل اصلی اعدام آن ها را مخفی نگه می دارد.
محمد مصطفایی، وکیل پرونده متهمان و مجرمان نوجوان نیز در گفتگو با دویچه وله آلمان، در این باره گفت: آن گونه که من خبردار شده ام، این ها افراد خاصی هستند و عنوان اشرار را به آن ها داده اند. تاریخ اعدام این سی نفر هم به روال عادی نیست. معمولا چهارشنبه آخر هر ماه، دادسرای جنایی تهران اعدام ها را اجرا می کند، اما این ها قرارست روز یک شنبه اعدام شدند. این ها کسانی هستند که یا در دادگاه های انقلاب محاکمه شده اند یا در دادگاه های ویژه جرایم خاص.
از سوی دیگر، خبرگزارى حکومتی فارس نیز درباره اعدام های امروز نوشت: «... اما در ميان افرادى كه صبح امروز به دار آويخته شدند، يك كارگر ساختمانى نيز به چشم می خورد، وى كه رضا نام داشت به جرم قتل يك كارگر ساختمانى ديگر به نام عبدالله محكوم شده بود... مجيد صاحب يك سفره خانه سنتی، ششمين فردى بود كه طناب دار پرونده زندگى وى را نيز بست تا يكى ديگر از محكومان قصاص از ديدن آفتاب سحرگاهى محروم بماند. اما هفتمين محكوم به قصاص كه صبح امروز به دار آويخته شد فردى به نام شيرآقا بود كه همانند عبدالرفيع با همسر دوست خود به نام سيف الله ارتباط نامشروع برقرار كرده بود. اما در ميان محكومان به قصاص يك جوان كارتن خواب نيز به چشم می خورد. وى كه حميد نام داشت محكوم بود كه يك كارتن خواب ديگر را به قتل رسانده است. حميد در خصوص جرمش مدعى بود در يك شب زمستانی، زمانى كه سرما به اوج خود رسيده بود. كارتن هاى مخصوص خواب دوستش على را به آتش كشيده تا گرم شود و همين امر دليل درگيرى اين دو فرد بوده است...»
این خبرها نشان می دهند که حکومت اسلامی، درباره «جرم» اعدامی ها اطلاعات غلط به جامعه می دهد تا آدم کشی خود را در افکار عمومی توجیه پذیر سازد.
قبل از این نیز روزنامه خبر جنوب، روز ۳ مرداد ۱۳۸۷، خبر داده بود که جوانی در زندان عادل آباد اعدام شد. این جوان ۱۹ ساله بود و محمد نام داشت. محمد که در وقوع جرم ۱۸ ساله بود، به دار آویخته شد. غلامحسین رئیسی، وکیل داوطلب این نوجوانان محکوم به اعدام، پیش تر از احتمال اجرای حکم اعدام برای برخی از متهمین این پرونده به خاطر «حساسیت پرونده» خبر داده بود.
اخیرا مجلس شورای اسلامی، با تصویب یک فوریت طرح «امنیت روانی» توسط مجلس حکومت اسلامی ایران، بار دیگر بر گسترش اعدام ها تاکید کرده بود. براساس این طرح، «تاسیس و دایر کردن وبلاگ و سایت مروج فساد و فحشاء و الحاد» مجرم شناخته شده و مجازات اعدام شامل حال آن ها نیز می شود.
در این «قانون» که یک فوریت آن در روز چهارشنبه هفته گذشته (12 تیر 1387، 2 ژوئیه 2008) با 180 رای موافق، 29 رای مخالف و 10 رای ممتنع به تصویب مجلس حکومت اسلامی ایران رسید، افرادی که مجرم به «اخلال در امنیت روانی» از طریق اینترنت شناخته شوند، مشمول مجازاتی در حد «محارب و مفسد فی الارض» شناخته خواهند شد و این مجازات «قابل تخفیف، تبدیل و تعلیق نیست.» بر اساس ماده 190 قانون مجازات حکومت اسلامی، مجازات مفسد فیالارض و محارب از جمله اعدام است.
حکومت اسلامی ایران، یکی از بی رحم ترین و جانی ترین حکومت های جهان است که انواع و اقسام جنایت ها علیه بشریت را از دار زدن، تیرباران، سنگسار، پرتاب از بلندی، ترور، درآوردن چشم، بریدن دست و پا، شلاق زدن در ملاء عام و... را در سطح وسیعی علیه جوان و پیر، زن و مرد به کار می گیرد. علاوه بر این ها، این حکومت حتی نزدیکان مخالفان سیاسی خود را تهدید، زندان و شکنجه می کند و از حق شهروندی نیز محروم می سازد.
برای مثال، ماموران اطلاعاتی حکومت اسلامی ایران در شهر کامیاران، روز ۲/۵/۸۷ «جاويد کمانگر» يازده ساله، برادرزاده «فرزاد کمانگر»، معلم اعدامی، جهت خريد مايحتاج منزل در ساعت ۹ صبح از منزل خارج و در بين راه توسط دو دستگاه اتومبيل سفيد رنگ با پلاک نظامی متعلق به سپاه پاسداران با توسل به زور ربوده می شود. و با بستن چشم نامبرده وی را به نقطه نامعلومی انتقال می دهند و او را چندين ساعت شکنجه می کنند، به طوری که نامبرده دچار خونريزی چشم و گوش می گردد، سرانجام پس از ساعت ها ضرب و شتم و شکنجه اين کودک وی را در ساعت ۲۱ شب به نقطه ای در پنج کيلومتری خارج از شهر منتقل و رها می کنند. این کودک پازده ساله، پس از حداقل يک ساعت پياده روی خود را به منزل می رساند .
جاوید کمانگر، سريعا به بيمارستان جهت مداوای پزشکی منتقل می گردد و هم چنين خانواده کمانگر با مراجعه به دادستانی کامياران اقدام به شکايت از اداره اطلاعات مبنی بر ربودن و شکنجه اين کودک نموده اند که با حضور نماينده وزارت اطلاعات جلسه مواجهه و بازپرسی و شهادت شهود به روزهای آینده موکول گرديد . این کودک، هم اکنون دچار ضربه روحی و مشکلات جسمی شده است.
فرزاد کمانگر، معلم اعدامی، 6 مرداد 1378، به دلایل نامعلومی از زندان رحایی شهر به بند 209 زندان اوين منتقل شده است. این بند، تحت مدیریت وزارات اطلاعات حکومت اسلامی قرار دارد.
این یک نمونه از هزاران نمونه ای است که به طور روزانه در گوشه و کنار ایران اتفاق می افتد اما صدای آن به گوش جامعه نمی رسد. در این کم نیستند زنان و دخترانی که توسط نیروهای امنیتی، اطلاعاتی، بسیجی، سپاه و... بازداشت می شوند و در مکان های نامعلومی مورد تجاوز قرار می گیرند و آن ها پس از آزادی نیز جرات بیان آن چه که بر سرشان آمده است را ندارند. چرا که نه تنها هیچ مرجع رسمی و قانونی مدافع آن ها وجود ندارد، بلکه براساس قوانین حکومت اسلامی، احتمال محکومیت و حتی سنگسار نیز در انتظارشان است.
در کشوری که بیکاری و فقر اقتصادی غوغا می کند و به اقرار خود مسئولین و مقامات حکومتی و کارشناسان بیش از 50 درصد جامعه ایران، زیر خط فقر رسمی اعلام شده به سر می برند، منجر به این شده است که آسیب های اجتماعی هم چون اعتیاد، خودکشی، فحشا، فرار از منزل، دزدی و بزهکاری های مختلف در سراسر کشور به اوج خود برسد. اصولا باید در گام نخست برای کم کردن آسیب های اجتماعی، حکومت موظف است برای همه بیکاران سراسر کشور، بیمه بیکاری مکفی بپردازد و هم چنین زمینه های اشتغال آن ها نیز فراهم سازد. اما سران حکومت اسلامی ایران، به انجام وظایف خود به عنوان حکومت در قبال جامعه، همواره شانه بالا می اندازند و توجهی به حل معضلات و مشکلات اقتصادی و اجتماعی ندارند. آن ها، منابع طبیعی جامعه را غارت و چپاول می کنند و بخش عظیم درآمدهای کلان کشور را به عرصه خرید تسلیحات به خصوص تسلیحات اتمی و نیروهای سرکوبگر اختصاص می دهند. دستمزد شاغلان نیازهای آن ها و خانواده های آن ها را تامین نمی کند و حتی این دستمزدهای ناچیز نیز به موقع پرداخت نمی گردد. و هر گونه اعتراض عادلانه و بر حق کارگران، زنان، دانشجویان و مردم محروم با هجوم و سرکوب نیروهای امنیتی و انتظامی حکومتی و شکنجه و اعدام روبرو می شود.
برای نمونه، معاون امور مجلس وزارت بهداشت از نیاز این وزارتخانه به یک هزار میلیارد تومان اعتبار جدید برای تامین کسری بودجه وزارت بهداشت خبر داد. حسن امین لو، شنبه 5 مرداد 1387، در گفتگو با خبرگزاری حکومتی مهر، با تاکید بر این که وزارت بهداشت قطعا احتیاج به کمک بیش تری دارد، افزود: وضعیت اعتبارات وزارت بهداشت در سال جاری به گونه ای است که کسری خواهد داشت.
وی با عنوان این مطلب که بودجه اختصاص یافته به وزارت بهداشت در سال جاری نمی تواند تا پایان سال کافی باشد، گفت: 400 میلیارد تومان کسری از سال قبل داشته ایم و چیزی حدود 500 میلیارد تومان دیگر نیز برای امسال نیاز است.
یک مقام ارشد در شهرداری تهران، به «دسترنج» گفته است: «در سال های گذشته عده ای از شهروندان که توان پرداخت اجاره بها را نداشتند به صورت پراکنده تحت پوشش های حمایتی شهرداری قرار می گرفتند و ما خود را مکلف می دانستیم که حمایت های اولیه را از آنان به عمل آوریم، تصریح کرد: پیش بینی اولیه ما این است که به دلیل افزایش قابل توجه بهای مسکن در تمامی محلات تهران، با معضل بیخانمان شدن برخی از شهروندان تهران مواجه باشیم که تحت پوشش قرار دادن ایشان توسط شهرداری نیز دشوار و حتی غیرممکن خواهد بود . وی یادآور میشود در حال حاضر در برخی از محلات جنوبی تهران، تعدادی از خانواده ها که فاقد سرپناه مناسب به دلیل افزایش اجاره بهای مسکن هستند، اقدام به برپایی چادر در کنار خیابان ها و زندگی در کنار محل رفت و آمد مردم کرده اند .
در چنین شرایطی، احمدی نژاد، رییس جمهور تروریست حکومت اسلامی، به گزارش خبرنگار خبرگزاری حکومتی مهر در تاریخ 5 مرداد 1387 از مشهد، صبح امروز در مراسم افتتاح خط تولید بدنه و رنگ کارخانه ایران خودرو خراسان رضوی، با اشاره به این که امروز ایران از مرز نیازها گذشته و در عرصه بین الملل در پنج زمینه بازارهای صنعتی را فتح کرده است، خاطرنشان کرد: ما امروز در صنعت سد سازی، احداث کارخانه سیمان، تولید تراکتور و ماشین آلات کشاورزی، ساخت نیروگاه ها و صنعت خودرو سازی حضور بسیار قوی، با برنامه و موثری را در بازارهای جهانی داریم. وی، با بیان این که در این میان در زمینه صنعت خودروسازی بیش ترین ارزش افزوده را شاهد هستیم از افزایش تقاضا برای حضور خودروسازان ایران در کشورهای مختلف دنیا خبر داد.»
احمدی نژاد، در حالی چنین ادعایی را پیش می کشد که ایران، یکی از بزرگ ترین کشورهای وارد کننده اجناسی هم چون لباس، کفش، قند، شکر، چای، مواد غذایی، گندم، مواد خام کارخانه ها، و ماشین آلات و غیره در جهان است که حتی به دلیل واردات بی حساب و کتاب و بی رویه باندهای حکومتی، همواره اخبار بحران کارخانه ها و صنایع و یا تعطیلی کارخانه ها در رسانه های حکومتی و غیرحکومتی انعکاس می یابد و کارگران کارخانه های تعطیل شده به میان بیکاران میلیونی پرتاب نشوند. بنابراین، احمدی نژاد، بی شرمانه و وقیحانه در روشن، همانند داستان های غیرواقعی و تخیلی هاله نور و امام زمانش به عوام فریبی می پردازد.
احمدی نژاد که در جامعه ایران به «محمود چاخان!» معروف شده است همواره هر خرافات و دروغی که به زبانش می آید بیان می کند و هیچ مسئولیتی در قابل جامعه و مردم احساس نمی کند. وی فکر می کند دروغ هر چه قدر بزرگ تر باشد به همان نسبت نیز پذیرش آن در جامعه راحت تر است. اکنون که به دلیل تبلیغات احمدی نژاد و تاکید مکرر وی و خامنه ای بر غنی سازی اورانیوم، جامعه ایران را بیش از پیش در نگرانی دایمی محاصره اقتصادی و احتمال حمله نظامی به این کشور قرار داده است. احمدی نژاد، در تازه ترین فیل هوا کردن خود در مشهد، با تاکید مجدد به ادامه غنی سازی اورانیوم، گفته است که ايران هم اکنون پنج تا شش هزار سانتريفيوژ برای غنی سازی اورانيوم در اختیار دارد. این در حالی است که از فرصت اولتیماتوم غرب به حکومت اسلامی، کم تر از دو هفته برای پاسخ روشن به بسته پیشنهادی کشورهای ۵+۱ که بر محور تعلیق غنی سازی اورانیوم است باقی مانده است.
حکومت اسلامی ایران، هم چنین در حالی اعدام دسته جمعی در تهران را به مرحله اجرا درمی آورد که جامعه ایران، به دلایل زیادی به ویژه به دلیل رشد فقر و فلاکت اقتصادی و تورم و گرانی کمرشکن، ملتهب است و امکان شورش های شهری دور از انتظار نیست. کارشناسان و تئوریسین های حکومت اسلامی، نگرانی های خود را در این باره بارها اعلام کرده و از حکومت خواسته اند برای مقابله با آن ها، تدابیر امنیتی گسترده ای را اتخاذ کند. بر این اساس، همه شواهد نشان می دهند که حکومت اسلامی، نیروهای سرکوبگر خود را نیز برای سرکوب این شورش های احتمالی آماده کرده و آرایش جدیدی به آن ها داده است.
هر چند که سران حکومت اسلامی، هدف از تغییر آرایش نیروی نظامی در کشور را تدارک و آمادگی لازم در مقابل حمله احتمالی نظامی اسرائیل و آمریکا می نامند اما هدف اصلی آن ها، ایجاد رعب و وحشت در جامعه و جلوگیری از اعتراضات اجتماعی، اعتصابات گسترده و شورش های شهری است.
لازم به یادآوری است که معاون عمليات نيروی شبه نظامی بسيج، روز سه شنبه، ۳۱ ارديبهشت 1387، از آغاز فعاليت گشت های اين نيرو در نواحی شهری ايران از سوم خردادماه خبر داده بود.
سرتيپ پاسدار احمد ذوالقدر، در این باره به خبرگزاری های ایران گفته است: اين گشت ها، پنج نفره بوده و به صورت پياده در هزار نقطه از محلات شهری کشور فعاليت خواهند کرد و هدف آنان «کمک به برقراری امنيت پايدار در محلات»، «برخورد با اراذل و اوباش و سارقان»، «ممانعت از آسيب رساندن به اماکن عمومی، دولتی و خصوصی»، و «برخورد با جرائم مشهود» است.
به گفته وی، گشت های بسيج با لباس های متحد الشکل انجام می شود و به همراه گروه پنج نفره بسيجيان، يک ضابط قضايی نيز حضور دارد، و آنان از ساعات پايان شب تا طلوع آفتاب با هماهنگی و همکاری نيروی انتظامی و ظابطه قوه قضاییه در محدوده مشخصی که از پيش تعيين شده، فعاليت خواهند کرد. «ضابط قضایی» که ذوالقدر از همراهی آنان با گشت های بسيج خبر داده، به برخی از نيروهای برگزيده بسيج گفته می شود که پس از سپری کردن دوره هايی خاص دارای احکامی از دادگستری هستند که به آن ها اچازه بازداشت و بازجویی اوليه از افراد و هم چنين بازرسی از اماکن و خودروها تفيذ شده است.
پيش از اين در ۲۵ ارديبهشت سال جاری نيز حجت الاسلام حسن طائب، جانشين فرماندهی بسيج به خبرگزاری فارس گفته بود که «بسيج، تابستان امسال طرح ارتقای امنيت پايدار را اجرا می کند.»
حسن طائب که از زمان ادغام فرماندهی سپاه پاسداران و بسيج، جانشینی محمد علی جعفری را در فرماندهی بسيج بر عهده دارد، عملا فرمانده نیروهای بسیج است.
با وجود سابقه برقراری ايست بازرسی نيروهای بسيجی در سراسر کشور، راه اندازی گشت های امنيتی اقدام جديدی از سوی بسيج تلقی می شود که در سه دهه گذشته بی سابقه بوده است.
احمد ذوالقدر، فرمانده عمليات بسيج و برادر محمد باقر ذوالقدر از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران در خصوص علت برقراری چنين گشت هايی به صدا و سيمای جمهوری اسلامی گفته است: «شرارت های عناصر آمريکايی و ايجاد اعتبارات خاص برای ناامنی در شهرها و آدم ربايی، ضرورت حضور نيروی مقاومت بسيج احساس می شد.» وی هم چنين گفته است که «با اين اقدام، توطئه دشمنان انقلاب نيز برای ايجاد نا امنی نقش بر آب خواهد شد.»
اين اقدام در حالی صورت گرفت که نيروی انتظامی نيز از سال گذشته تاکنون طرحی مشابه با عنوان «طرح امنيت اجتماعی و اخلاقی» را به اجرا در آورده که بخش اصلی آن را مبارزه با بدحجابی دختران و اعمال محدوديت هايی در نوع پوشش و مدل موی پسران جوان، تشکیل می دهد. در جریان اجرای این طرح، هزاران جوان با ضرب و شتم و توهین دستگير شده اند.
از سوی دیگر، از 8 تير 1387 که محمدعلی جعفری فرمانده سپاه پاسداران از دور جديد تغييرات ساختاری در سپاه پاسداران و تشکيل 31 سپاه استانی خبر داد تاکنون تغییرات زیادی در این نیروی سرکوبگر به وجود آمده است. اين تغييرات که به گفته محمد حجازی، جانشين فرمانده کل سپاه به دستور و موافقت مستقيم رهبر حکومت اسلامی در حال انجام است، از جمله فرماندهان جديدی به فرماندهی 31 سپاه استانی گمارده شدند. گستردگی تغييرات و تحولات اخير در سپاه پاسداران به اندازه ای است که کارشناسان آن را از زمان تشکيل نيروهای سه گانه دريايی، هوايی و زمينی سپاه پاسداران در سال 64 که به پيشنهاد شورای عالی سپاه و موافقت آيت الله خمينی صورت گرفت، بی سابقه نامیده اند.
برای این که نیروهای سرکوبگر حکومت اسلامی، از قدرت مانور و امکانات بیش تری برخوردار باشند نه تنها دخالت آن ها در امور اقتصادی کشور و معاملات بین المللی باز است، بلکه به ویژه در سه سال اخیر که احمدی نژاد به عنوان یکی از عناصر شناخته شده سپاه پاسداران به ریاست جمهوری رسید ادامه واگذاری منابع اقتصادی مهم و کلیدی کشور به سپاه و بسیج و اختصاص بودجه های کلان توسط مجلس شورای اسلامی، در حد چشم گیری افزایش داشته است.
اخیرا واگذاری کارخانه تراکتورسازی تبريز به شرکت «مهر اقتصاد ايرانيان» وابسته به موسسه مالی اعتباری «مهر» - متعلق به بسیج - حتی اتقادهایی را در میان جناح های حکومتی شدت داد. موسسه مالی اعتباری «مهر»، يک شرکت سرمايه گذاری است که در سال ۱۳۷۲ خورشيدی با نام «موسسه مالی اعتباری بسيجيان» و با سرمايه «اهدايی» آيت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ايران کار خود را آغاز کرد.
موسسه «مهر اقتصاد ايران»، با در اختيار داشتن ۳۳ درصد تکنوتار، هشت درصد توس گستر، چهار درصد مالی و اعتباری سينا، چهار درصد لوله سديد، ۱۱ درصد توسعه صنعتی و برخی ديگر از شرکت ها و موسسات در حال تبديل به يکی از بزرگ ترين شرکت های مالی و اقتصادی ايران است. آن سال ها، هم زمان بود با زمان راه افتادن بنيادهای تعاون گوناگون توسط نظاميان در بخش های مختلف ارتش، سپاه و نيروی انتظامی. بنياد تعاون سپاه، بنياد تعاون بسيج، بنياد تعاون ناجا و بنياد تعاون ارتش و... اين بنيادها که از دسترس خبرنگاران دور هستند، عمدتا علاقه ای به بازتاب فعاليت هايشان در رسانه ها ندارند و خبرها درباره آن ها هر از گاهی در کشمکش جانح های حکومتی و یا از زبان مسئولین آن ها به مناسبت هایی جاری می شود و عمدتا غیررسمی هستند. اين بنيادها، با تاسيس ده ها شرکت در زمينه مختلف، فعاليت اقتصادی بزرگی را در ايران و خارج از آن دارند و در راس آن ها بنياد تعاون سپاه با «شرکت مالی اعتباری انصار» و بنياد تعاون بسيج با «شرکت مالی اعتباری مهر» قرار گرفته اند.
این ارگان های نظامی، خصوصا سپاه پاسداران و شاخه شبه نظامی آن «بسيج»، زيرنظر مستقیم آيت الله خامنه ای، رهبر حکومت اسلامی اداره می شوند و مصونيت کامل دارند از جمله در عرصه قاچاق اسحله و مواد مخدر و کم رسانی و آموزش و سازمان دهی گروه های تروریستی اسلامی به خصوص در آفریقا و خاورمیانه فعالیت دارند.
در واقع از زمان به قدرت رسيدن محمود احمدی نژاد با تخصيص چندين نوبت بودجه های چندين ميلياردی، نيروهای نظامی بسيج و به خصوص يگان های عاشورا و الزهرا که کاربرد اصلی آن ها سرکوب شورش های شهری است، به سلاح های نيمه سنگين و تجهيزات پيشرفته جنگی مجهز شده اند.
تجارب تاریخی اثبات کرده اند که هیچ دولتی با سرکوب و اعدام نمی تواند مشکلات جامعه را حل کرد. بعلاوه کشتن آگاهانه و با طرح و تصمیم از پیش تعیین شده قبلی انسان ها توسط هر حکومتی، از هر جنایتی بالاتر است و باید آن را شدیدا محکوم کرد. هیچ انسانی و به هیچ دلیلی چه به دلایل سیاسی و چه معضلات اقتصادی و بزهکاری های اجتماعی نباید اعدام شود. بر این اساس، روشن است که هر فرد و جریان انسان دوستی، از هر طریق ممکن بدون هیچ اما و اگری به مخالفت با هرگونه شکنجه روحی و جسمی و اعدام برمی خیزد. به خصوص کلیت دم و دستگاه حکومت اسلامی از رهبر و رییس جمهور گرفته تا مقامات ریز و درشت آن در هم عرصه های قانون گذاری، اجرایی، قضایی و نظامی، در سانسور و سرکوب، ترور، شکنجه و اعدام، دزدی و چپاول اموال عمومی آن چنان حرفه ای شده اند که به هیچ وجه حاضر نیستند قدرت اقتصادی و سیاسی و نظامی را از دست بدهند. این حکومت در جهت حفظ و بقای حاکمیت خونین خود، هر لحظه امنیت شغلی، اقتصادی، جانی و مالی فردی و اجتماعی شهروندان ایران را به خطر می اندازد. در حقیقت حکومت اسلامی ایران، حکومت «تروریست» ها، «شکنجه گران و آدم کشان»،«دزدان» و «قاتلان حرفه ای» خطرناکی است که هیچ قانونی و معیاری به جز قانون درنده خویی جنگل و به زیر سئوال بردن حرمت و موجودیت انسان نمی شناسد. بنابراین، نمی توان صرفا با «اصلاحات قطره چکانی حکومتی» و با مماشات و توهم پراکنی داخلی و بین المللی، این حکومت را به عقب نشینی وادار کرد. چنین حکومتی تا روزی که در مقابل خود یک جنبش قوی قدرتمند طبقاتی شکل نگرفته است هم چنان به جنایات خود علیه بشریت ادامه خواهد داد.
بدین ترتیب، کسب و کار دایمی سران حکومت اسلامی، جنایت پی در پی علیه بشریت است. سران حکومت اسلامی ایران، سی سال است که با راه انداختن ماشین رعب و وحشت و ترور، سرکوب و کشتار، قتل عام زندانیان سیاسی، تحمیل فقر و فلاکت فزاینده بر اکثریت مردم ایران، قدرت مخوف و وحشیانه خود را خفظ کرده است. بنابراین، تنها راه رهایی جامعه ایران از وحشی گری ها و محرومیت های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی این حکومت، در گرو سازمان دهی مبارزه سراسری متشکل و متحد و هدفمند از طریق تاسیس تشکل های اجتماعی جنبش کارگری، زنان، دانشجویان، روشنفکران مترقی، مردم تحت ستم و محروم، با هدف و چشم انداز سرنگونی حکومت اسلامی و برپایی یک جامعه آزاد و برابر و انسانی است.
ششم مرداد 1387 - بیست و هفتم ژوئیه 2008
*********************************************************************************************************************